آموزش مهمترین عناوین خبری در سال 1386


فوران قدرتمند يك ابر سياهچاله

بر اساس يافته هاي جديد رصد خانه هاي ناسا يك فوران قدرتمند كه توسط يك ابر سياهچاله به بيرون پرتاب مي شود در حال كوبيدن به يك كهكشان نزديك به اين سياهچاله مي باشد.

 

اين سامانه كه 3C321  ناميده مي شود دو كهكشان را در خود جاي مي دهد كه به دور هم مي چرخند. اطلاعات بدست آمده از توسط تلسكوپ پرتو ايكس چاندرا نشان مي دهد كه هر دو كهكشان در مركز خود دو ابر سياهچاله دارند. اما يك فوران از نزديكي سياهچاله كهكشان بزرگتر (كهكشان ستاره مرگ) در حال گسيل شدن است و ظاهرا كهكشان كوچكتر در مسير اين زيانه قرار گرفته است.

 

 زبانه هاي توليد شده توسط ابر سياهچاله مقادير زيادي انرژي را تا فاصله هاي بسيار دور از سياهچاله منتقل مي كنند بگونه اي كه اين انرژي ها ماده را بطور گسترده و در مقياسي بسيار بزرگتر از اندازه خود سياهچاله تحت تاثير قرار مي دهند.

 مارتين هارد كاسل كه در اين تحقيق همكاري مي كند مي گويد" ما شاهد فورانهاي زيادي در عرصه كيهان هستيم اما هنوز سعي داريم به برخي از خواص اساسي آنها پي ببريم. اين سامانه به ما فرصت مي دهد تا دريابيم زمانيكه زبانه ها به كهكشان ديگري برخورد مي كنند چه تغييري در آنها حاصل مي شود و بعد از آن چه اتفاقي براي آنها مي افتد."

 احتمالا اين زبانه تاثير زيادي روي كهكشان همسايه خواهد داشت زيرا كهكشانهاي موجود در سامانه 3C321 بسيار نزديك به هم و فقط حدود بيست هزار سال نوري از هم فاصله دارند.

 

تصاوير حاصله از اين رصد خانه ها نقطه روشني در محل برخورد اين زبانه با كناره كهكشان را نشان مي دهند كه در آنجا بخشي از انرژي اين زبانه پراكنده مي شود. اين برخورد باعث تداخل در حركت زبانه و انحراف آن شده است.تصاوير همچنين جنبه بي نظير ديگري از اين واقعه را ترسيم مي كنند: اين فواره حدود يك ميليون سال قبل شروع به اثر گذاري روي كهكشان كرده كه اين زمان يك بخش بسيار كوتاه از طول عمر اين سامانه است. اين بدين معني است كه اين واقعه فرصت خوبي براي مطالعه چنين پديده اي است.

 البته ممكن است كه اين رخداد زياد هم براي كهكشان كوچكتر ناخوشايند نباشد. جريان بسيار بزرگ انرژي و پرتو هاي ناشي از اين زبانه مي تواند باعث شكل گيري تعداد بسيار زيادي ستاره و سياره شود. البته اين فرايند شكل گيري بعد از اتمام پيامد مخرب اوليه آغاز مي شود. نتايج اين تحقيقات در نشريه Astrophysical Journal  به چاپ خواهند رسيد.  

   

  منبع : spaceflightnow

  نويسنده  : فرشید کریمی

 

 

گفتگو با سرپرست شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران

 نجوم علمی است که به سبب شگفتی‌ها و اسرار نهفته در آن،بسیار مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار می‌گیرد.

 مهم نیست چند سال دارید وبه چه کاری مشغول هستید، آسمان زیبای شب که درعین سادگی تصویر بی نظیری از خالق زیبای خود می‌دهد،شما را با هرشرایطی که دارید،محو تماشای خود می‌کند. چه در کودکی که همیشه آرزو داشتیم بدانیم چند ستاره در آسمان است، چه درجوانی که همیشه آرزو داریم به اعماق آسمان سفر کنیم وچه در سالهای بعد که لابد آرزو می کنیم کاش بیشتر درمورد آسمان می دانستیم، همواره این شفق نیلگون با ما بوده است. چه به یادش باشیم وچه فراموشش کنیم، او همواره دست سخاوت خود را سایه بان ما می‌کند. برای من زیباترین تصویر از آسمان، این است که او را چون خوان نعمت و رحمت خداوند می دانم، ماه را قرص نانی بر بسترش وستارگان را انسانهایی که از این خوان نعمت ارتزاق می کنند. دراین میان هستند کسانی که از دیدگاه علم آسمان را شناخته وبه آن پرداخته اند وسعی می کنند با زبانی ساده ودر قالب فعالیت های متفاوت آنرا به کسانی که علاقمندند، بشناسانند.

اگر به نجوم به عنوان یک علم علاقه ویژه ای داشته باشید، حتماً نام شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران را شنیده اید.امروز به سراغ این نهاد غیردولتی رفتیم تابه عنوان یک عضو فعال در انجمن نجوم ایران آنرا بهتر بشناسیم. دکتر منصور وصالی سرپرست شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران است.

دکتر منصور وصالی، دکترای فیزیک خود را از دانشگاه صنعتی شریف اخد کرده و اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی و مدیر گروه پژوهشی ترویج علم در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور است. علاوه براین وی جزء مؤسسین مجله نجوم وچند سالی هم سردبیر آن بوده است. درحال حاضر سردبیر مجله دانشگر است که یک مجله علمی-همگانی، می‌باشد. وي هم اکنون سرپرست شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران و عضو هیئت مدیره انجمن نجوم ایران است.

 

شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران را معرفی مي‌کنید؟

 شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران زیرمجموعه انجمن نجوم ایران است.این شاخه در سال 1380 به طور رسمی و مستقیماً زیر نظر انجمن نجوم ایران شروع به کار کرد، درواقع شکل‌گیری آن به صورت مستقل مأموریتی بود که انجمن نجوم ایران به مجله نجوم داده بود. پیش از آن باتوجه به حجم زیاد کارها وخارج بودن آن از حیطه مأموریت ها و اهداف مجله نجوم، تصمیم بر این شد که تشکلی وابسته به انجمن نجوم ایران وبا عنوان شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران تأسیس شود.در تابستان سال 1380 یک گردهمائی از منجمان آماتور کشور و علاقمندان نجوم در سعادت شهر استان فارس برگزار کردیم،که همین جرقه ایجاد شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران شد. بسیاری از فعالیت ها و زمینه های همکاری افراد که اکنون در شاخه آماتوری هستند، قبلاً در مجله نجوم انجام و شکل گرفته بود. البته هنوز هم جلسات شاخه در محل مجله نجوم برگزار می شود.به هرحال شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران،فعالیت های آماتوری نجوم کشور باهدف کمک به رشد، ارتقاء و بهبود فعالیتها را ساماندهی،سازماندهی و هماهنگ می‌کند.

 

قلمرو فعالیت های شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران درچه حد است و مخاطبان این فعالیت ها چه محدوده سنی دارند؟

 فعالیت‌هاي آماتوری نجوم ایران محدوده سنی ندارد. به گونه‌ای که ما الان در شاخه یک بچه دبستانی داریم که کار با شاخه آماتوری را از همان دوران دبستان آغاز کرده. بنابر این هیچ محدوده سنی وجود ندارد. درمورد فعالیت‌های شاخه، باتوجه به وضعیت نجوم آماتوری در کشور و رشد فعالیت‌ها وگستردگی امور، این شاخه هم سعی می‌کند فعالیت‌هایش را مشخص‌تر کرده و یک نقش ملی ایفا کند. مثلاً گروه‌های نجوم محلی، محدوده فعالیت‌هایشان درهمان حوزه محلی خودشان است. انجمن نجوم ایران یک انجمن غیردولتی و یک NGO است که مجموعه فعالیت‌های نجوم کشور را هماهنگ می‌کند واین امکان برایش وجود دارد که بتواند امکاناتی را در حد ملی برای افراد فراهم کند. بنابراین نقش شاخه آماتوری بیشتر یک نقش ملی است که تلاش دارد به انجمن ها وگروه های نجومی کل کشور کمک کند تا بتواند از امکانات بیشتری استفاده نمایند.مطمئناً در این زمینه ایده های زیادی وجود دارد که ما هنوز به آنها نرسیده ایم.از طرفی باید به این مسئله هم توجه داشته باشیم که علم در جهان معاصر ما،جزئی از فرهنگ بشری محسوب می شود و وقتی می گوییم یک کشور علمی است و کار علمی انجام می دهد،به این معناست که در این کشور یک اجتماع علمی به وجود آمده.وارد بحث اجتماع علمی نمی شوم،فقط اشاره می کنم بنا به پژوهش هایی که جامعه شناسان علم در کشور انجام داده اند،ما هنوز در کشورمان یک اجتماع علمی نداریم.می توانیم به اینصورت درنظر بگیریم که مجموعه فعالیت ها علمی که در کشور انجام می شود،حتی اگر دستاوردهای بزرگی هم داشته باشد که باعث غرور و افتخار هر ایرانی است،مشخص نیست که آیا بر اساس یک نوع اجتماع علمی صورت می گیرد ویا فعالیت های منفردی است که افراد یا نهادهای ذیربط انجام می دهند.اگر ما بتوانیم شاخه آماتوری را به نهادی تبدیل کنیم که دست کم در حوزه نجوم آماتوری موفق شویم یک چنین اجتماع علمی را به وجود بیاوریم،این دستاورد بسیار بزرگی برای کشور است.

 

 

آیا آماتور بودن به معنای ناوارد بودن است؟

 سؤال بسیار خوبی کردید.متأسفانه لفظ آماتور همواره به معنی ناوارد بکار می رود،اما در واقعیت اصلاً اینطور نیست.به طور کلی آماتور به کسی می گوییم که از کارش انتفاع مالی نمی برد،یعنی شغل اصلی او نیست.درعین حال ما منجمان آماتور بسیار برجسته ای در جهان داریم که کارهای علمی بزرگی هم انجام داده و دستاوردهایی داشته اند که به رشد نجوم کمک کرده اند.در بسیاری از رصدخانه های بزرگ دنیا،کسانی که مسئول راه اندازی،حفظ و نگهداری تلسکوپ ها هستند،آماتورند.آماتورها دنباله دار شکار می کنند،به دنبال ابرنواختر ها می گردند،روی تغییرات نور ستاره های متغیر کار می کنند و بسیاری فعالیت های دیگر.متأسفانه هنوز این جنبه ار نجوم آماتوری در کشور ما رشد نکرده.اگرچه علاقمندی به نجوم بسیار رشد داشته و ما می توانیم این را از بالا رفتن تیراژ مجله نجوم و انتظار خوانندگان در زمینه پرداختن به مطالب وسیع تر و گسترده تر،متوجه شویم.بنابراین آماتور فرد ناواردی نیست.می تواند هر شغلی داشته باشد و درعین حال به نجوم عشق بورزد و اگرچه نجوم را به صورت حرفه ای دنبال نمی کند،اما در حوزه فعالیت خود بسیار جدی است.

 

    

تعداد اعضای شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران چند نفر است و شرایط عضویت در این شاخه چگونه است؟

 درمورد تعداد اعضا آمار دقیقی در دست نیست.متأسفانه ما همیشه به دلیل وجود مشکلات مالی و کمبود امکانات نتوانستیم فعالیت های شاخه را سازماندهی کنیم.همین مسئله باعث توقف برخی فعالیت های ما شده.یکی از اهداف ما که خیلی جدی آنرا دنبال می کنیم،این است که افراد را به سمت فعالیت های آماتوری داشتن سوق بدهیم؛چراکه آماتور به معنای واقعی که گفتم بسیار کم است و همین فعالیت های آماتوری است که استخوان بندی و چهارچوب اصلی فعالیت های آماتوری را تشکیل می دهد.برای آینده تلاش داریم که تعریف اصلی فعالیت آماتوری را در کشور راه بیندازیم.دراینصورت ممکن است لازم باشد اعضایمان را رده بندی کنیم،مثلاً به اعضای فعال و علاقمند تقسیم بندی کنیم.

درمورد عضویت هم کافیست افراد علاقمند با انجمن نجوم ایران تماس بگیرند،فرمی را دریافت کرده،آنرا پر کنند و مبلغ سالیانه ای که بسیار ناچیز هم هست بپردازند وبه این ترتیب عضو شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران بشوند.

 

 

آیا شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران دارای اساسنامه است؟

 خیر،به طور قانونی نمی تواند اساسنامه داشته باشد،چراکه زیر نظر انجمن نجوم ایران است.اما اگر اساسنامه به معنای نوعی آیین نامه،چهارچوب ویا ساختار تعریف شود،دراینصورت تدوین آن هدف فعالیت های فعلی ماست.الان در حال تدوین کردن یک ساختار هستیم که برمبنای آن فعالیت های شاخه پیش برود وبعد هم ان شاءالله غنی تر و حجیم تر شده به طوری که بتواند مجموعه فعالیت های با کیفیت و کمیت بالاتری داشته باشد.

 

مسیر پیشرفت یک نفر از عضویت در شاخه آماتوری تا عضویت در انجمن نجوم به چه صورت است؟ 

انجمن نجوم ایران یک انجمن صنفی و حرفه ای از منجمان حرفه ای کشور است.بنابراین کسی می تواند عضو انجمن نجوم ایران بشود که یک منجم حرفه ای یعنی با مدرک فوق لیسانس به بالا باشد.البته همه انجمن های علمی به همین شکل اند.عضویت در انجمن نجوم ایران یک امتیاز نیست که در اثر فعالیت های بیشتر به یک فرد داده شود.البته در همه جای دنیا،انجمن ها،عضو افتخاری هم دارند که معمولاً از افراد فعال به دنبال تلاش ها و فعالیت هایشان تجلیل می شود و آنها عضو افتخاری انجمن نجوم ایران می شوند.اما انجمن به عنوان یک نهاد صنفی و یک NGO،مسئولانی با وظایف مشخص دارد که همان منجمان حرفه ای هستند.البته انجمن عضو وابسته هم دارد که همان دانشجویانند.دانشجویان از امتیازات زیادی استفاده می کنند،اما حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن جزء هیئت مدیره انجمن را ندارند.

 

سرپرستان شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران چه کسانی هستند و چگونه انتخاب می شوند؟

 چون شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران زیرمجموعه انجمن نجوم ایران است،این هیئت مدیره انجمن است که تصمیم می گیرد چگونه اداره شود و در انتخاب مدیر برای این شاخه هم،هیئت مدیره انجمن تصمیم می گیرد.از سال ٧٦،هیئت مدیره انجمن سرپرستی شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران را که آن زمان هنوز به طور رسمی آغاز بکار نکرده و فعالیت هایش در قالب فعالیت های مجله نجوم بود،به من سپردند.بنابراین این نوعی انتخاب و انتصاب از سوی هیئت مدیره انجمن است.

 

 فرق ستاره شناس آماتور با منجم حرفه ای چیست؟

 همانطور که گفتم منجم حرفه ای کسی است درس نجوم خوانده.یعنی ابتدا فیزیک خوانده،سپس دوره تحصیلات تکمیلی و عالی اش را در حوزه نجوم گذرانده و الان استاد دانشگاه است.بنابراین منجم حرفه ای کسی است که یا در یک پژوهشکده نجومی یا مرکز تحقیقات دانشگاهی فعالیت می کند ویا استاد دانشگاه است و کار علمی انجام می دهد،اما منجم آماتور نجوم را به شکل یک علاقه غیرحرفه ای دنبال می کند.

 

 

آیا ستاره شناسی شغل گرانی است و فرد حتماً باید پولدار باشد؟

 هم بله،هم نه.بستگی دارد شما چه کار بخواهید بکنید.درهمه جای دنیا به یک تعبیری چنین است.مثلاً در آمریکا انجمن های نجوم آماتوری وجود دارند و در آنجا هم سعی می کنند انجمن نجوم آماتوریشان از حالت محلی به حالت ایالتی و یا حتی ملی تبدیل شود و به این دلیل که بتوانند امکانات و پولهایشان را روی هم بگذارند و امکاناتی را فراهم کنند که عده بیشتری استفاده نمایند.به این ترتیب چند منجم آماتور دور هم جمع می شوند و یک قراردادی با هم می بندند و مثلاً حق عضویتی را تعیین می کنند وبه کمک همین حق عضویت ها،آن امکانات برایشان فراهم می شوند،تا بتوانند امکاناتی را که به تنهایی نمی توانند فراهم کنند،به صورت جمعی فراهم کنند.مثلاً در یکی از ایالت های آمریکا،سایتی هست که در آن تلسکوپ های بسیار گران و نسبتاً بزرگی وجود دارد که خریدشان از عهده تک تک منجمان آماتور برنمی آید،اما می توانند با پرداخت یک حق عضویتی از آن تلسکوپ ها استفاده کنند. این تلسکوپ ها بسیار مجهز هستند و مثل یک رصدخانه کوچک عمل می کنند.این یک پیامد دیگری هم علاوه بر گسترش کار جمعی دارد و آن این است که منجم آماتور با توجه به هزینه ای که پرداخت می کند،برای کارش برنامه دارد،آن هم یک برنامه نجومی و فعالیت علمی مشخص .این خیلی نکته مهمی است.چراکه مثلاً هیچ کس حاضر نیست یک مبلغ بسیار بالایی را به عنوان حق عضویت بپردازد و از تلسکوپ های حرفه ای موجود در سایت فقط برای دیدن آسمان استفاده کند.این یکی از ویژگی های اجتماع علمی است.

 اینطور که مشخص است امکانات ما در کل کشور پخش است و به خاطر همین متمرکز نبودنشان، خیلی از کارها پیش نمی‌رود. فکر نمی‌کنید بشود با یک فراخوان ملی، این امکانات ملی را جمع کرد ویا حداقل مردم را در جریان کمبودها قرار داد؟

نکته ای که شما می گویید کاملاً درست است.باید افرادی که عضو می شوند،سازماندهی شوند.من اشاره کردم به دلیل کمبود امکانات و کمبود تعداد افراد،این فعالیت ها سازماندهی نمی شوند.افرادی هم که الان مشغول فعالیت هستند،کاملاً داوطلبانه و به خاطر علاقه و دیدی که دارند،فعالیت می کنند. ما باید یک نهاد یا سازمانی تعریف کنیم که این کار را برعهده بگیرد.نکته بعدی این است که اگرچه امکانات پخش و گسترده است،ولی عمدتاً فردی است.ممکن است ما این فرهنگ را پیاده کنیم واین ایده را به افراد بدهیم که به کار جمعی روی بیاورند ودر استفاده از امکانات فردیشان باهم مشارکت داشته باشند.اما مواردی هستند که می توان آنها را به شاخه سپرد.مثلاً راهنمایی ها و رهنمودهای کل درمورد ایده اصلی وهماهنگی وشناسایی امکانات را می توان به شاخه سپرد.اما نمی توان افراد را مجبور کرد.فقط می توانیم این فرهنگ را به وجود بیاوریم.

یک بخش دیگر هم این است که شاخه می تواند با نهادهای مختلفی صحبت کند، مثلاً سازمان ملی جوانان،چراکه آمارها نشان می‌دهند عمده ترین و اصلی ترین منجمان آماتور کشور ما،جوانان هستند.درست همان طیفی که مخاطب سازمان ملی جوانان می باشند.ما باید بتوانیم به سازمان ملی جوانان برنامه ای بدهیم و قانعشان کنیم که این فعالیت ها در چهارچوب فعالیت های سازمان ملی جوانان است،تا بتوانند مراکزی را در ایران که پتانسیل بالایی دارند تشویق به سرمایه گذاری در این امر وتأسیس مراکزی مثل رصدخانه های آماتوری در ایران بکنند.بعد هم درمورد اداره،تربیت نیروی انسانی،تجهیز کردن و همینطور هدایت علمی آن با کمک انجمن نجوم و شاخه آماتوری تصمیم گیری شود.این کار خیلی مهمی است،چراکه فقط انجمن نجوم ایران می تواند این کار را انجام دهد ومن تأکید می کنم که انجمن به عنوان نهادی فعالیت می کند که از وزارت علوم،تحقیقات و فناوری مجوز دارد ویک نهاد ملی است واین امکان برای شاخه آماتوری وجود دارد که هم از منجمان حرفه ای استفاده کند و از آنها دعوت به همکاری نماید وهم در ارتباطات بین المللی وارد شود،در حالیکه یک گروه کوچک و محلی نجوم نمی تواند.

شاخه نهادی است که سازمان ملی جوانان می تواند به آن اعتماد کند، همینطور سایر نهادها.این صرفاً یک دید جامعه نگر،کلان نگر و ملی است که شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران می تواند داشته باشد.چراکه در حد کلان وملی پروژه های بسیار زیادی وجود دارد.پروژه هایی که می توانند کشور را وارد یک سری فعالیت های بین المللی کند.اما انجام اینها نیاز به حمایت زیاد دولت دارد.درهمه جای دنیا هم این دولت ها هستند که از این فعالیت ها حمایت می کنند.در آمریکا هم با وجود داشتن بخش خصوصی بسیار قوی،دولت حامی فعالیت های آماتوری نجوم است.

 

و کلام آخر؟ 

چون مخاطب من یک رسانه عمومی است می خواهم از این فرصت استفاده کرده و مطلبی را بیان کنم: باتوجه به اینکه حوزه کاری من علم وترویج و آموزش آن است،از رسانه های کشور خواهش می کنم که در انتشار اخبار علمی به خصوص اخبار مربوط به رویدادهای نجومی که خواهان و علاقمندان بیشتری هم دارد،خیلی دقت کنند.امروزه مفهومی به نام مرجعیت علمی در دنیا بسیار بسیار مهم و مطرح است.یعنی هیچ رسانه معتبری بدون اطمینان از اعتبار علمی مرجع خبر،آنرا منتشر نمی کند.به جز مجلات به اصطلاح زرد که اصلاً برایشان مهم نیست.البته کارکرد و مخاطب خاصی هم دارند ودر همه جای دنیا وجود دارند.اما در کشور ما حد و مرزها روشن نیست.یعنی ما خیلی وقت ها،در نشریات رسمی و وزینمان در سطح کشور ویا حتی رسانه های رسمی کشور،چه صداوسیما،چه رسانه های مکتوب وسایت های مختلف،می بینیم با افراد،شرکت ها یا نهادهایی مصاحبه می کنند ویا حتی نوع خبرهایی که می دهند،باعث می شود برای من که در حوزه علم فعالیت می کنم،کلاً اعتباری به بخش خبری رسانه ها ندهم و در حوزه های دیگر هم تا حدودی دچار تردید شوم،چراکه وقتی اخبار در حوزه علم اینقدر بی دقت منتشر می شوند،از کجا معلوم در حوزه های دیگر مثل سیاست،جامعه شناسی،اقتصاد و... این دقت را داشته باشند.

من با تمام احترام وعلاقه ای که به رسانه های کشور دارم و اصلاً به خودم اجازه نمی دهم که به آنها اساعه ادب کنم وباتوجه به شرایط دشواری که کشور ما در دوران گذار خود طی می کند واین شرایط دشوار برای همه ما ورسانه ها به نوعی بیشتر قابل درک است، به عنوان فرد ی که کارش، کار علمی است ودر این حوزه پژوهش می‌کند و می بینم که کشورهای دیگر چگونه به رسانه ها اهمیت می دهند و اعتباردهی می کنند ورسانه ها هم اعتباردهی به علم می کنند، چنین مطلبی را بیان می کنم.

اینکه من گفتم باید در کشورمان اجتماع علمی به وجود بیاید، این اجتماع علمی چیزی نیست که ما فقط از جامعه علمی انتظار داشته باشیم آنرا به وجود بیاورند.بلکه باید کل کشور درگیر آن بشوند.حتی بخش خصوصی وهمه باید کمک کنند تا این اجتماع علمی که در کشور ما وجود ندارد،شکل بگیرد.

 

ممنونم از شما آقای دکتر که لطف کردید و وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

من هم از شما ممنونم. انشاءالله همیشه موفق باشید.

  

  منبع : روزنامه همشهری

 

موفقیت بی همتای تیم ایران در المپیاد نجوم

هرچند ایران از سال 1366 که اولین بار در یک المپیاد علمی (ریاضی) شرکت کرد بارها نتایج خوبی کسب کرده و مدال آورده است، اما موفقیت درخشان تیم ایران در مسابقات امسال جهانی نجوم آن را از یک نظر کاملا متمایز می کند؛ اینکه در مدارس ایران اصلا درسی به نام نجوم آموزش داده نمی شود. در این رقابت ها در شبه جزیره کِریمه در اوکراین که در فاصله 29 سپتامبر تا 7 اکتبر برگزار شد تیم ایران در دو رده سنی زیر 17 و زیر 15 سال موفق به کسب 3 مدال طلا و 5 مدال نقره شد و در مجموع در کنار کره جنوبی بهترین نتایج المپیاد را کسب کرد. امیرسادات موسوی، فرزاد عنایتی و الهه سادات نقیب مدال طلا گرفتند و علیرضا اسکندری، رضا منتظری نمین، آرش دلیجانی، علی حائر موسویان و آناهیتا خلیل زاده به مدال نقره دست یافتند.

 

امیر سادات موسوی نه تنها مدال طلا گرفت بلکه بالاترین نمره المپیاد را کسب کرد. این تنها پنجمین سالی بود که ایران در مسابقات جهانی المپیاد نجوم شرکت می کرد. ایران در همان سال نخست یعنی 1382 با تیمی سه نفره به سوئد رفت و با سه مدال نقره بازگشت و این درحالی بود که هنوز رقابتی سراسری در کشور برای انتخاب بهترین دانش آموزان برگزار نشده بود.

 

 محمد تقی میرترابی سرپرست تیم المپیاد نجوم ایران می گوید نتایج بسیار خوب تیم های ایران در دو سال نخست شرکت در مسابقات، سازمان مسئول برگزاری امتحانات سراسری المپیاد در کشور یعنی "باشگاه دانش پژوهان جوان" را قانع کرد در سال 1384 برای اولین بار نجوم را هم وارد برنامه امتحانات خود کند و این همان سالی بود که آزمون المپیاد نجوم به طور سراسری و ملی برگزار شد. از آن پس تیم های ایران همواره در المپیادهای نجوم موفق به کسب مدال طلا شده اند. مسابقات المپیاد به طور انفرادی برگزار می شود و نتایج جنبه فردی دارد نه تیمی؛ بنابراین رتبه بندی تیم ها ملاکی عمومی ندارد.

نجوم آماتوری در ایران طی یک دهه گذشته رشد زیادی کرده است و موفقیت دانش آموزان ایرانی در المپیاد گواه همین پدیده است.آقای میرترابی که همچنین عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه الزهرا است و در زمینه نجوم حرفه ای فعالیت دارد در زمینه آماده سازی تیم المپیاد نجوم ایران می گوید: "متاسفانه چون ما درس نجوم در دبیرستان نداریم کار آماده سازی تیم کاری است بسیار مشکل." او می گوید: "دانش آموزانی که در امتحانات باشگاه دانش پژوهان شرکت می کنند اغلب خودشان نجوم خوانده اند یا با همکاری دوستان و یا با هزینه شخصی کلاس تشکیل داده اند."

 انتخاب تیم های ملی المپیاد در سه مرحله انجام می شود. ابتدا باشگاه دانش پژوهان امتحانی در شش رشته فیزیک، نجوم، شیمی، ریاضی، کامپیوتر و زیست شناسی در سطح مدارس میان حدود 200 هزار نفر برگزار می کند که حدود 10 هزار نفر در امتحان نجوم شرکت می کنند. در مرحله اول تا حداکثر هزار نفر، در مرحله دوم تا 40 نفر و در مرحله نهایی از میان ده نفر یک تیم پنج نفره المپیاد انتخاب می شوند. البته شمار اعضای تیم بسته به موفقیت آن در سال های قبل و کسب مدال متفاوت است بعد از انتخاب اعضای تیم اصلی المپیاد نجوم دانش آموزان برگزیده در اردویی دو ماهه شرکت می کنند. به گفته آقای میرترابی در این مدت برای دانش آموزان در زمینه های اخترفیزیک، نجوم کروی، مکانیک سماوی، منظومه شمسی و مباحث ویژه ریاضی و فیزیک و مهمتر از همه کلاس های رصد آسمان برگزار می شود تا فقدان دانش رسمی در این زمینه جبران شود.

 

البته برای گنجاندن درس نجوم در میان مواد درسی در ایران تلاش هایی شده است.آقای میرترابی می گوید 10 سال قبل او و دکتر محمد رضا خواجه پور از مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان به درخواست وزارت آموزش و پرورش کتابی با عنوان آشنایی با نجوم تالیف کردند. او می گوید: "این کتاب قرار بود متن درسی باشد با عنوان نجوم در دبیرستان. نمی دانم آموزش و پرورش به چه دلیلی بعد از یک سال این درس را حذف کرد."

 

مشکلات آموزش نجوم

 به این ترتیب به گفته وی اطلاعات دانش آموزان اغلب جسته گریخته و نامنظم و بر مبنای متون غیرحرفه ای است. سید امیرسادات موسوی، برنده مدال طلا، بالاترین نمره در کل و همچنین بهترین نمره در امتحانات رصد را به دست آورد. او در مورد علل موفقیت تیم نجوم ایران می گوید: "دسترسی ما به دانش آموزان فقط محدود می شود به مدرسه تابستانه و اردوی تیم ملی که کل طول آن سه ماه است. در این سه ماه ما نمی توانیم تغییر عمده ای در وضع علمی آنها بدهیم. همه اینها را گفتم که به این نتیجه برسم که علت اصلی موفقیت دانش آموزان فقط تلاش و پشتکار خودشان بوده است."

 

برخی دانش آموزان نیز به فقدان امکانات کافی برای فراگیری این علم در کشور اشاره می کنند الهه سادات نقیب 17 ساله که به مدال طلای المپیاد دست یافت می گوید: "کتب مرجع یا خیلی قدیمی هستند یا ترجمه نشده اند یا خیلی گران هستند. در هر مدرسه ای آزمایشگاه فیزیک و زیست و شیمی وجود دارد (یا حداقل نامشان هست) ولی تلسکوپ نه! حتی کسی به آن فکر هم نمی کند."

 الهه که در مرکز آموزشی فرزانگان کرج در رشته ریاضی فیزیک تحصیل می کند می افزاید: "همه اینها مهجوری نجوم را نسبت به علوم پایه دیگر نشان می دهد و علاقمندان به نجوم برای کسب علم در این زمینه باید زحمت بیشتری بکشند."

 

با این حال او می گوید در مدرسه فرزانگان کرج یک تلسکوپ 11 اینچی (قطر آینه اصلی تلسکوپ) هست که در میان مدارس ایران تلسکوپی بزرگ محسوب می شود و عموما با آن رصد می کند. اما اعضای تیم ملی در اردوی آموزشی دانش آموزان برگزیده فرصت کار و تمرین با تلسکوپ های بزرگتر تا 16 اینچی را در رصدخانه کاشان پیدا کردند. امیرسادات موسوی اهل ملایر که بالاترین نمره را در المپیاد امسال به دست آورده در مورد موانع فراگیری علم نجوم می گوید: "... واقعا کتاب های ترجمه شده در این زمینه خیلی کم است. در ضمن من به راهنمای خوبی در مورد المپیاد دسترسی نداشتم و دقیقا نمی دانستم که باید چه مباحثی را مطالعه کنم." امیرسادات اما به فکر افتاده این کمبود را جبران کند: "پس از بازگشت از المپیاد جهانی سعی کردم که این خلاء را تا حدودی پر کنم و راهنمای علاقه مندان به این رشته باشم. در ضمن بعضی از مراکز مرتبط با نجوم در ملایر و همدان از نظر تلسکوپ و کتب مورد نیاز تا حدودی ارتقاء یافته اند و قرار است بیشتر هم تجهیز شوند."

 آقای میرترابی، سرپرست تیم، در این مورد می گوید: "در سال های اول که المپیاد (نجوم) برگزار می شد اکثر دانش آموزان از تهران بودند. در شهرستان ها نه معلمی بود و نه کلاسی و نه امکاناتی. امروز وضع بسیار بهتر شده است. در تهران کلاس های نجوم وجود دارد که بعضی توسط مدال آوران و برگزیدگان المپیاد نجوم که حالا دانشجو شده اند اداره می شود."

 

آموخته های سفر

 اما بخش مهمی از سفر به کشورهای محل برگزاری مسابقات المپیاد برای دانش آموزان آشنایی با دیگر علاقمندان به علم نجوم است.دانش آموزان تیم المپیاد نجوم در سفر اخیر از رصدخانه ای بزرگ در جنوب اوکراین دیدن کردند. آنها همچنین به تماشای یک رادیوتلسکوپ 22 متری در رصدخانه رادیویی اوکراین در ساحل دریای سیاه رفتند و به آنها اجازه داده شد از نزدیک قسمت های مختلف تلسکوپ را ببینند و با ابزارهای نصب شده روی آن آشنا شوند. سرپرست تیم می گوید: "خاطره دیدن تلسکوپ های بزرگ و ملاقات و صحبت با منجمین حرفه ای برای آنها به یاد ماندنی خواهد بود... مسلما این تجربیات نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای آنان برای ادامه تحصیل در این رشته خواهد داشت."

 

آرش دلیجانی، 16 ساله، از تهران که در این المپیاد مدال نقره کسب کرده می گوید: "سفر اوکراین برای من که تجربه خیلی خوبی بود. با دیدن فرهنگ ها و مردمان مختلف می توان خیلی چیزها آموخت. با اعضای تیم های دیگر هم روابط خوبی برقرار کردیم." الهه سادات نقیب هم می گوید: "یکی از اتفاقات خوب در المپیاد، سفر به کشوری دیگر است. آن هم نه یک سفر معمولی بلکه همراه با یک تیم علمی که مسلما انسان چیزهای زیادی یاد می گیرد. کشور اوکراین تفاوت های زیادی با کشور ما دارد که این موضوع در مسائل اجتماعی بیشتر به چشم می خورد.... المیپاد در طول حدود 8 یا 9 روز اتفاق می افتد که فقط 3 روز آن به آزمون اختصاص دارد و بقیه روزها مجالی است برای ارتباط با دانش آموزانی از کشورهای دیگر."

 

اعضای تیم که در این سن پایین به چنین موفقیت درخشانی دست یافته اند با تواضع و پختگی از موفقیت خود حرف می زنند و روابط انسانی را گرانبهاترین دستاورد سفر می دانند. آرش می گوید: "به عقیده من مدال قسمت کوچکی از دستاورد این مسابقات بود. اولا آشنایی با یکدیگر در طی روزهایی که با هم بودیم و چیزهایی که از هم یاد می گرفتیم روی ما تاثیر به سزایی داشت." الهه می گوید: "در برابر چیزهایی که من به دست آوردم مدال مساله بسیار کوچکی است، همین که چند دوست از کشورهای دیگر پیدا کردم تا بتوانم با آنها تبادل نظر داشته باشم به همه زحمات ورود به المپیاد می ارزید." به علاوه ارزش علمی این سفر در سخنان سید امیر سادات موسوی آشکار است: "من به نجوم علاقه زیادی داشتم و در واقع المپیاد وسیله ای بود که باعث شد در این زمینه مطالعات بیشتری داشته باشم و بسیاری از کارهای مربوط به المپیاد مثل رصد برای خودم بسیار جالب و هیجان انگیز بوده است و خاطرات شگفت انگیز زیبایی های آسمان و پی بردن به کوچکی انسان در برابر این آفریده های بزرگ خدا همیشه در ذهنم خواهد ماند."

 

   منبع : bbc

 

آخرین یافته های فضاپیمای "هینود" ازخورشید

آخرین یافته ها از خورشید در خصوص جتهای اشعه ایکس بکمک فضاپیمای هینود وتلسکوپ اشعه ایکس آن( با نام XRT ) بدست آمده اند.این تلسکوپ توانسته اطلاعات جدیدی درباره جتهای اشعه ایکس که در واقع شراره ها کوچکی هستند در اختیار دانشمندان قرار بدهد.

 

فعالیتهای خورشیدی شامل لکه ها٬ شراره ها ٬زبانه ها٬ مشعل ها٬ سیخکها و.......طی دوره 11 ساله کم وزیاد می شوند. در حال حاضر خورشید در کمترین مقدار  فعالیت به سرمی برد اما این حالت موقتی است وطی چند سال آینده افزایش یافته ودر سال 2011 یا 2012 به بیشترین مقدار فعالیت خواهد رسید.در این زمان تعداد شراره های خورشیدی (Flare ) وانفجاراتی که با عنوان پرتاب های جرمی تاج (Coronal mass ejections ) شناخته می شوند به حداکثر خواهد رسید.این انفجارها میتوانند زمین٬ ماهواره ها ٬ ارتباطات وخطوط انتقال نیرو را تحت تاثیر قرار دهند .بعضی از دانشمندان پیش بینی کرده اند که فعالیت خورشید درزمان بیشترین فعالیت در دوره 11 ساله پیش رو طی 50 سال اخیر بی سابقه خواهد بود. دانشمندان امیدوارند با مطالعه وبررسی انفجارات خورشیدی بتوانند آنها را پیش بینی کرده تا بدینوسیله از وقوع خسارتها پیش گیری کنند.

 

آخرین یافته ها از خورشید بکمک  فضاپیمای هینود وتلسکوپ اشعه ایکس آن( با نام XRT  ) بدست آمده اند.این تلسکوپ توانسته اطلاعات جدیدی درباره جتهای اشعه ایکس که در واقع شراره ها کوچکی هستند در اختیار دانشمندان قرار بدهد.این جتها نسبت به شراره ها دارای انرژی کمتر هستند ولی در عوض فراوانی آنها بیشتر است.

 

جتهای اشعه ایکس وشراره های خورشیدی هر دو ناشی از ترکیب مجدد مغناطیسی هستند٬ پدیده ای که در آن خطوط مغناطیسی مخالف یعنی مثبت ومنفی(مانند قطبهای مثبت ومنفی آهنربا)با هم در می آمیزند ونتیجه آن تولید انرژی می باشد.این انرژی موجب حرکت وفرار گازهای بار دار الکتریکی (پلاسما) به مناطق بیرونی منظومه شمسی می شود.دانشمندان با مطالعه  جتهای اشعه ایکس که دارای ویژگیهای ساختمانی ساده تری هستند خود را برای درک بیشتر شراره ها وپرتاب های جرمی تاج(CME ) آماده کنند.

 در هر بار انفجارجتهای اشعه ایکس٬ انرژی معادل با هزاران بمب اتمی آزاد می شود وسرعت ذرات آزاد شده به حدود 2 میلیون مایل در ساعت میرسد درحالیکه در انفجارات شراره ها وپرتاب های جرمی تاج(CME) مقدار انرژی آزاد شده هزار برابر بیشتر است وسرعت ذرات آزاد شده هم به 6 میلیون مایل در ساعت می رسد(ذرات سریع ناشی از این انفجارات  بعد از حدود 15دقیقه به زمین می رسند).

 

مشاهدات فضاپیمای هینود نشان داده که جتهای اشعه ایکس سهم بزرگی در بادهای خورشیدی (جریانی از پلاسما که بطور پیوسته از خورشید جدا می شود و به سمت مناطق بیرونی منظومه شمسی در همه جهات حرکت می کند) با سرعت زیاد دارند٬ علاوه بر این ٬ اولین نشانه های مستقیم ازتاثیر امواج مغناطیسی با نام  امواج آلف ون (Alfven ) در حرکت بادهای خورشیدی در اختیار دانشمندان قرار گرفته است. 

در اتمسفر خورشید امواج آلف ون زمانی تولید می شوند که حرکات همرفتی وامواج صوتی٬ میدانهای  مغناطیسی را با فشار به سمت بیرون  تغییر شکل می دهند و یا زمانی که فرآیندهای دینامیکی جریانهای تولید می کنند که موجب تغییر شکل میدانهای مغناطیسی می شوند. 

تاکنون مشاهده این اموج بدلیل توان کم تفکیک دستگاههای مورد استفاده امکان پذیر نبوده است.اما این فضاپیما توانسته نشانه های مستقیمی از آنها را در اختیار دانشمندان قرار بدهد.اکنون دانشمندان امیدوارند با کمک این فضاپیما بتوانند راز منبع انرژی بادهای خورشیدی را حل کنند. تا قبل از این ستاره شناسان می توانستند شاهد تعداد اندکی جت اشعه ایکس در روز باشند در حالیکه بکمک حساسیت بالای این فضاپیما روزانه بطور متوسط تا 240 عدد از آنها قابل مشاهده است.

 

ظاهرا" ترکیب مجدد خطوط مغناطیسی مخالف ٬پدیده ای کاملا" رایج در خورشید بوده واین ترکیب٬ موجب تولید امواج آلف ون وپلاسمای پرانرژی به شکل جتهای اشعه ایکس می شود.بنابراین رابطه مستقیمی بین ترکیب مجدد خطوط مغناطیسی وشکل گیری امواج آلف ون در جتهای اشعه ایکس وجود دارد. 

تعداد زیاد جتها بهمراه سرعت زیاد پلاسمایی که به سمت بیرون پرتاب می شود موجب تقویت این نظریه شده که جتهای اشعه ایکس عامل اصلی در شکل گیری بادهای خورشیدی می باشند. 

 

 

  منبع : www.harvard.edu

  نويسنده  : عبدالرضا لاوری

 

 

RX J0822-4300 فرضيه هاي موجود در مورد علت سرعت خيره كننده خود را به چالش كشانده

يكي از پر سرعت ترين ستاره هائي كه تا بحال توسط دانشمندان مشاهده شده فرضيه هاي موجود در مورد علت سرعت خيره كننده خود را به چالش كشانده است.

اين گلوله توپ كيهاني كه يك ستاره نوتروني به نام RX J0822-4300  است توسط رصد خانه پرتو ايكس چاندراه كشف شد.

 دانشمندان با استفاده از مشاهدات 5 ساله چاندرا نشان دادند كه اين ستاره سركش با كج كردن مسير خود در حال دور شدن از Puppis  است. Puppis  بقاياي ابر نواختري است كه حدود 2700 سال پيش لز انفجار يك ستاره بجاي مانده است.  اين ستاره نوتروني با سرعتي حدود چهار و هشت ميليون كيلومتر در حال خارج شدن از كهكشان راه شيري است. 

 رابرت پتره ، اختر شناس مركز پروازهاي فضائي گودارد ناساس مي گويد" اين ستاره نوتروني درست بعد از تولد يك بليط يكطرفه به سمت خارج از راه شيري گرفته است." وي اضافه مي كند كه اختر شناسان ستاره هاي ديگري را مشاهده كردند كه از كهكشان به بيرون پرتاب شدند ولي هيچكدام سرعت اين ستاره نوتروني را نداشته است.

 

ستاره هاي پر سرعت ديگري در كهكشان راه شيري وجود دارند كه توسط ابر سياهچاله موجود در مركز كهكشان با سرعتي معادل يك سوم سرعت اين ستاره و به سمت فضاي بين ستاره اي پرتاب شدند.

اما اين ستاره نوتروني توسط انفجار ناموزون ابرنواختر به بيرون پرتاب شده و به اين سرعت رسيده است. اين ستاره تا بحال 20 سال نوري مسافرت كرده و ميليونها سال طول خواهد كشيد تا از پهنه كهكشان خارج شود.

با وجود استفاده از مدلهاي رايانه اي پيشرفته براي مشابه سازي اينكه چگونه يك موشك ستاره اي مانند اين شكل مي گيرد ، دانشمندان هنوز دليل آن را نمي دانند. 

  

  منبع : livescience.com

  نويسنده  : فرشید کریمی

 

نشانه هایی از رخ دادن صاعقه در جو زهره

فضاپیمای اروپایی ونوس اکسپرس نشانه هایی از رخ دادن صاعقه در جو زهره  یافته است ٬به این ترتیب به شرایط خاص این سیاره مانند حرارت وفشار بالا صاعقه نیز اضافه شده واز لحاظ صاعقه وتخلیه الکتریکی سیاره در کنار سیارات زمین مشتری و زحل قرار گرفته است..طی سه دهه گذشته دانشمندان همواره بیان می کرده اند که سیاره زهره دارای صاعقه در اتمسفرش می باشد- حتی در سال 1978 یکی از فضاپیماهای ناسا نشانه هایی  از فعالیت الکتریکی گزارش نمود اما بدلیل تداخل امواج با امواج مصنوعی کسی نمی توانست با قاطعیت وجود آنرا تایید کند.

 

اکنون یک آنتن مغناطیسی ساخت اطریش که روی فضاپیمای ونوس اکسپرس نصب شده  وجود صاعقه هایی را تایید کرده است  که حتی احتمالا" از صاعقه های زمینی شدیدتر وفراوانتر هستند.اندازه گیری ها هرروز به مدت 2 دقیقه که فاصله فضاپیما تا سیاره  به حداقل می رسیده انجام می شده است.

 این یافته بسیار مهم است چراکه صاعقه می تواند خواص شیمیایی وترکیب جو را تغییر دهد واز این به بعد دانشمندان در مطالعه جو وآب وهوای زهره و ارائه تئوریهای جدید بعلاوه فضاپیماهایی که در آینده به آنجا سفر می کنندباید آنرا در نظر بگیرند. صاعقه ها از نوع ابر به ابر بوده ودر ارتفاع 5 مایلی از سطح رخ می دهند.به دلیل اینکه غلظت جو زهره حدود 100 بار از جو زمین غلیظ تر بوده وآسمان ابرآلود است این صاعقه ها از سطح زهره پیدا نیستند.

 

نکته مهم این است که صاعقه می تواند موجب شکسته شدن مولکولهای جو واحیانا" ترکیب مجدد قطعات حاصله  با مولکولهای دیگر جوی  وتشکیل مولکولهای جدید بشود.فرآیندی که بنابه نظر بسیاری از دانشمندان می توانسته به شکل گیری حیات درزمین منجر شده باشد.

 

صاعقه های سیاره زهره از یک لحاظ با بقیه سیارات متفاوت است چراکه در آنجا صاعقه ارتباطی با ابرهای از جنس بخار آب ندارد بلکه همراه با ابرهای از جنس اسید سولفوریک است.

 

 

فضاپیما حدود 7 ماه دیگر که معادل 2 روز زهره ای است به مشاهدات خود از سیاره خواهد پرداخت.طی این مدت به جستجوی تابش احتمالی مادون قرمز ناشی از جریانات لاوا(مواد مذاب) در سیاره نیز خواهد پرداخت.در سال 2010  یک فضاپیمای ژاپنی بانام (Venus Climate Orbiter ) به سیاره رسیده و می توان به مقایسه داده ها  پرداخت.

 

در حال حاضر در حدود 250 دانشمند ومتخصص اروپایی در پروژه ونوس اکسپرس همکاری دارند.علاوه بر این متخصصانی از ناسا ٬از ژاپن وروسیه نیز در آن مشارکت دارند.(عکسی که مشاهده می نمایید شکلی خیالی از صاعقه ها می باشد که توسط یک هنرمند ایجادشده است)

 

منبع : nasa 

 

سحابی جبار در چه فاصله ای است؟

فاصله­ی M42 در قرن بیستم تا حد زیادی نامطمئن بود و برآوردها بین 600 تا 6500 سال نوری در تغییر بودند! اکنون تیمی بین المللی از اخترشناسان رادیویی، فاصله­ی M42 را با عدم قطعیتی کمتر از 2% به دست آورده­اند.

  

شاید فکر کنید اخترشناسان، امروز همه­ی اطلاعات کلیدی را درباره­ی سحابی جبار (M42)، در دست دارند. این جرم عمیق شاخص آسمان که با چشم غیر مسلح نیز قابل مشاهده است، اولین بار در سال 1864 به وسیله­ی طیف­نگار مطالعه شد و در 1880 برای نخستین بار از آن عکاسی شد. سحابی جبار اولین جرمی است که بسیاری از مردم با اولین تلسکوپ­شان تماشایش می­کنند و آخرین جرمی بود که ویلیام هرشل (William Herschel ) با آخرین تلسکوپش خواست ببیند. این سحابی در تمامی طول موج­ها مطالعه شده، ستارگان متغیر بسیاری را در بر دارد و جایگاه ذوزنقه (Trapezium)، این شناخته شده­ترین ستاره­ی چندتایی در آسمان، است.

 

با این حال، فاصله­ی M42 در بیشتر طول قرن بیستم تا حد زیادی نامطمئن بود و برآوردها  بین 600 تا 6500 سال نوری در تغییر بودند! در سال­های اخیر، اخترشناسان شیوه­های پیچیده­ای را برای اندازه­گیری فاصله­ی این سحابی به کار بستند اما میزانِ عدم قطعیتِ حاصل، سرسختانه بالا باقی ماند. اکنون تیمی بین المللی از اخترشناسان رادیویی، فاصله­ی M42 را با عدم قطعیتی کمتر از 2%، 1350 سال نوری به دست آورده­اند.

 

کارل منتن (Karl Menten) از انستیتوی نجوم رادیویی ماکس پلانک (Max-Planck Institute for Radioastronomy)، مارک رید (Mark Reid) از مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین (Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics) و دو همکار دیگر، این کار بزرگ را به وسیله­ی 10 بشقاب آرایه با خط مبنای بسیار بلند،VLBA ا(Very Long Baseline Array)، به انجام رساندند. رید گفت: "خوش اقبال هستیم که این سحابی، ستارگان جوان زیادی در بر دارد که تابش­های سنکروترون1 (synchrotron radiation) قدرتمندی ساتع می­کنند". در فاصله­ای برابر فاصله­ی M42، آشکار ساختن درخشش ستارگان معمولی در طول موج­های رادیویی، مشکل یا ناممکن است.

پس از تعیینِ مکانِ این چهار ستاره­یِ در امواجِ رادیوییْ درخشان و فشرده، در داخل سحابی، اخترشناسان یک منبع رادیویی بسیار دوردست (فراکهکشانی) نیز در مجاورت آن ــ ْ6/1 به سمت جنوب شرقی ــ یافتند. استفاده از VLBA برای آنان این امکان را فراهم آورد که جدایی زاویه­ای این منبع "ثابت" را از هریک از آن ستارگان داخل سحابی اندازه­گیری کنند (تا حد 00013/0 ثانیه­ی قوسی). آنان با تکرار اندازه­گیری­هایشان در طول سال­های 2005 تا 2007، در ماه­های مارس و سپتامبر ــ­یعنی از دو سوی مخالف مدار زمین­ــ مقداری برای جابه­جایی ناشی از اختلاف منظر آشکار کردند که نتیجه­ی فاصله­ای برابر 7±414 پارسک یا تقریباً 1350 سال نوری بود.

این نتایج جدید که در شماره­ی نوامبر 2007 نشریه­ی Astronomy & Astrophysics اعلام شد، سحابی جبار را نسبت به بهترین تعیین فاصله­های انجام شده توسط روش­های دیگر، 10% نزدیک­تر قرار می­دهد. این بدان معنی است که ستارگان واقع در منطقه­ی فعال ستاره­زایی، حدود 20% کمتر از آن­چه پیشتر پنداشته می­شد درخشان (و بنابراین مسن­تر) هستند.

اما این 10% جابه­جایی به سوی داخل، با آن­چه در مورد خوشه­ی پروین، توسط فضاپیمای هیپارکوس (Hipparcos) آژانس فضایی اروپا (European Space Agency) به دست آمده بود، به طرز مرموزی یکسان است. آیا این یک تصادف است؟ شاید آری، شاید نه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. تابش الکترومغناطیسی ناشی از حرکت ذرات باردار(معمولا" الکترون) در یک میدان مغناطیسی با سرعتی قابل مقایسه با سرعت نور می باشد.این ذرات مسیری مخروطی در میان میدان داشته وبدلیل شتابشان تابش می کنند.این فرایند با فرایند تابش آزاد-آزاد مرتبط می باشد.طول موج امواج تابیده با افزایش انرژی الکترون بلند تر می شود و کاملا" قطبیده خواهدبود..(نقل از دانشنامه­ی ستاره­شناسی)

 

   منبع : www.skyandtelescope.com

  نويسنده  : پویان شهیدی

 

 

کراتی نظیر ماه در کیهان کمیاب است

مطالعه ای توسط منجمان آمریکایی نتیجه گیری کرده است که اقماری همچون کره ماه که در اثر برخوردهای شدید شکل می گیرند در کیهان نادرند.

 ماه چند میلیارد سال قبل در اثر برخورد شیء بزرگی شاید به بزرگی مریخ به زمین شکل گرفت. آن برخورد باعث پراکنده شدن موادی در فضا شد که بعدا برخی از آنها توده شده و ماه را تشکیل دادند. نشریه "اخترفیزیک" گزارش می دهد که فقط پنج تا ده درصد منظومه ها در کیهان دارای اقماری هستند که این گونه پدید آمده اند. نادیا گورلووا نویسنده اصلی مقاله از دانشگاه فلوریدا در گِینزویل گفت: "وقتی یک قمر از برخوردی شدید شکل می گیرد، غبار خاک باید به هر طرف پراکنده شود." "اگر تعداد زیادی ماه (به این ترتیب) شکل می گرفت، باید در اطراف خیلی از ستاره ها غبار می دیدیم، اما نمی بینیم." دکتر گورلووا و همکارانش با استفاده از تلسکوپ فضایی اسپیتزر ناسا در جستجوی نشانه های برخوردهای مشابه در اطراف 400 ستاره که همه آنها حدود 30 میلیون ساله بودند برآمدند. وقتی ماه در مدار زمین شکل می گرفت خورشید حدودا 30 میلیون سال داشت. سیارات خاکی در اثر انباشت و توده شدن سنگ و غبار موجود در مدار ستاره های جوان شکل می گیرند.

ستاره شناسان فکر می کنند که این فرآیند 10 تا 50 میلیون سال پس از تشکیل ستاره روی می دهد. یافتن گرد و غبار در اطراف ستاره ها در محدوده پایینی این دوره معمول است. اما زمانی که کره ماه شکل گرفت، یعنی خورشید حدود 30 میلیون سال داشت، فرآیند تشکیل سیارات در منظومه شمسی درحال نزدیک شدن به پایان خود بود. در مطالعه تازه، تیم دکتر گورلووا با استفاده از تلسکوپ فروسرخ اسپیتزر نشانه های حرارتی ستاره ها را بررسی کرد. این اجازه می دهد منجمان بفهمند چه مقدار از این حرارت از خود ستاره می آید و چه مقدار آن در اثر مواد غبارآلود اطراف ستاره بازتابیده می شود. وی به بی بی سی گفت: "ما حدود دو تا چهار شیء یافتیم، اما تنها یکی از آنها با تمام مشخصه های تصادم قمری همخوان بود." این تیم پس از احتساب این مساله که غبار تا چه مدتی پراکنده می ماند و همچنین محدوده زمانی وقوع چنین برخوردهایی، نتیجه گیری کرد که اقماری مانند ماه احتمالا تنها در 5 تا 10 درصد منظومه های سیاره ای شکل می گیرند. البته برخی دانشمندان می گویند باید نسبت به این نتیجه گیری محتاط بود.

 

 

  منبع : bbc

  نويسنده  : آسمان پارس

 

شواهد گسترده ی تازه ای برای نظریه ی "پرورش"

کاوشگر تحول کهکشانی ناسا، شواهد گسترده ی تازه ای برای نظریه ی "پرورش" به دست می دهد. در این نظریه، اعتقاد بر این است که کهکشان هایی که نخستین بار توسط هابل توصیف شدند ـ مارپیچی و بیضوی ـ از نظر تکامل با هم مرتبط اند.

اوایل قرن بیستم، ادوین هابل موفق به کشفی تکان­دهنده شد مبنی بر این که کهکشان راه شیری ما، تنها نیست. کهکشان ما تنها یکی از کهکشان­ها یا ــ چنان که هابل نامیدشان ــ "جهان­های جزیره­ای" بسیاری است که در اقیانوس فضا شناورند.

 

اکنون، یک قرن پس از آن، کاوشگر تحول کهکشانی ناسا (nasa's Galaxy Evolution Explorer)، در حال کمک به بازسازی سیر تکامل این گونه­های کیهانی از روی شواهد است. در این مأموریت، از زمان پرتابِ کاوشگر در سال 2003، ده­ها هزار کهکشان در پرتوی فرابنفش در گستره­ی نه میلیارد سال از زمان، بررسی شده­اند. نتایج، شواهد گسترده­ی تازه­ای برای نظریه­ی "پرورش" به دست می­دهد. در این نظریه، اعتقاد بر این است که کهکشان­هایی که نخستین بار توسط هابل توصیف شدند ــ مارپیچی­های زیبا و بیضوی­های لکه­مانند ــ از نظر تکامل با هم مرتبط­اند.

 .

 

این تصویر کاوشگر تحول کهکشانی ناسا، کهکشانی جوان به نام NGC300 را نشان می­دهد که در فاصله­ای حدود هفت میلیون سال نوری در صورت فلکی حجار واقع شده.

این تصویر کاوشگر تحول کهکشانی ناسا، کهکشانی نوجوان به نام NGC1291 را نشان می­دهد که در فاصله­ای حدود 33 میلیون سال نوری و در صورت فلکی نهر واقع شده.

این تصویر کاوشگر تحول کهکشانی ناسا، کهکشان پیرتر NGC1316 را نشان می­دهد که در فاصله­ی حدود 62 میلیون سال نوری و در صورت فلکی کوره قرار دارد.
 

طبق این نظریه، یک کهکشان جوانِ نوعی، زندگی­اش را به صورت کهکشانی مارپیچی آغاز می­کند که فعالانه ستاره تولید می­کند. با گذشت زمان، این کهکشان مارپیچی ممکن است پیش از روانه کردن چند دور دیگر از ستاره­های تازه ساخته شده، با کهکشان مارپیچی دیگری یا شاید کهکشانی نامنظم یکی شود. سرانجام، کهکشان، تولید ستاره­اش را کم می­کند و با زندگی بعدی­اش در هیأت یک کهکشان بیضوی، خو میگیرد.

کریس مارتین (Chris Martin)، پژوهشگر اصلی کاوشگر تحول کهکشانی در مؤسسه­ی فنآوری کالیفرنیا (California Institute of Technology in Pasadena) در پاسادنای کالیفرنیا (Pasadena, Calif)، می­گوید: "داده­های ما تأیید می­کند که همه­ی کهکشان­ها، زندگی را در حال ستاره­زایی آغاز می­کنند. سپس در اثر ترکیبی از ادغام با دیگر کهکشان­ها، تحلیل رفتن سوخت و شاید توقف توسط سیاه­چاله­ها، کهکشان­ها سرانجام از تولید ستاره بازمی­ایستند."

 

امروزه وقتی اخترشناسان درباره­ی کهکشان­ها سخن می­گویند، ترجیح می­دهند با رنگ­شان ــ آبی یا قرمز ــ به آن­ها اشاره کنند تا با شکل­شان. بیشتر کهکشان­های آبی­رنگ، مارپیچی­های کوچکتر یا کهکشان­های نامنظم­اند و بیشتر کهکشان­های قرمز رنگ را کهکشان­های بیضویِ بزرگ­تر تشکیل می­دهند؛ گو این که استثناءهایی هم وجود دارد.

 چرا کهکشان­ها را با رنگ­شان رمزگذاری می­کنیم؟ رنگ کهکشان­ها نشانگر میزان فعال بودن­شان در ساختن ستاره­های تازه است. ستاره­های جوان­تر، در پرتوی فرابنفش یا آبی می­درخشند، پس کهکشان­هایی که آبی به نظر می­رسند، با گرفتاری تمام مشغول تولید ستاره­اند. ستاره­های مسن­تر پرتوی فروسرخ یا قرمز تابش می­کنند، پس کهکشان­هایی که قرمز به چشم می­آیند، کارخانه­های ستاره­سازی­شان را بسته­اند. حدوداً نیمی از کل کهکشان­ها آبی و نیمی قرمزند.

 

دانشمندان را مدت­ها فرض بر این بوده است که کهکشان­های آبی با زیاد شدن سن­شان تبدیل به کهکشان­های قرمز می­شوند. آنان پیشنهاد می­کردند که برای کهکشان­های آبی، اتفاقی رخ می­دهد که باعث تمام شدن مصالح ساخت ستاره یا گاز در آن­ها شده و باعث بلوغ آنان به صورت کهکشان­های قرمز غیرفعال می­شود. برای درست بودن این نظریه­ی "پرورش"، باید جمعیتی از کهکشان­های "نوجوان" وجود داشته باشد که در حال طی روند گذار از آبی به قرمز یا از جوانی به پیری­­اند. اما چنین دگردیسی کیهانی­ای، باید میلیاردها سال به طول انجامد. اخترشناسان که عمری به مراتب کوتاه­تر دارند، چگونه می­توانند روندی این­گونه بلندمدت را مطالعه کنند؟

 

یک راه حل، نگریستن به تعداد بسیار بسیار زیادی از کهکشان­هاست. یک موجود فرازمینی فرضی را تصور کنید که از روی مشتی عکس که انسان­هایی با سنین مختلف را نشان می­دهد، سعی می­کند دریابد آیا آدم­ها پیر می­شوند و چگونه. این موجودات ممکن است فرض کنند که آدم­های کوچکتر رشد کرده و تبدیل به آدم­های بزرگتر می­شوند، اما اگر می­توانستند نگاهی به چندین صندوقچه­ی پر از عکس بیندازند، بهتر می­توانستند زندگی یک انسان نوعی را بازسازی کنند.

 کاوشگر تحول کهکشانی برای این که درست چنین پرونده­ی حجیمی از کهکشان­ها را برای اخترشناسان فراهم آورد طراحی شد. گنجینه­ی داده­های این کاوشگر، به کاوشگران امکان داد که شمار چشمگیری از کهکشان­های نوجوان و به طبع آن گواهی بیابند مبنی بر این که کهکشان­های مارپیچی جوان ــ یا آبی ــ سرانجام مسن می­شوند تا تبدیل به کهکشان­های بیضوی ــ یا قرمز ــ شوند.

 

به گفته­ی مارتین: "نظریه­ی پرورش در تحول کهکشانی، وجود کهکشان­هایی در حال گذار را پیش­بینی کرد. یافتن این کهکشان­ها نیازمند پرتوی فرابنفش بود چرا که آنان در این پرتو واقاً شاخص­ترند. به دلیل کمیاب بودن این کهکشان­ها باید کهکشان­های زیادی را از نظر می­گذراندیم. کاوشگر تحول کهکشانی، امکان چنین کاری را برای ما فراهم کرد."

 داده­های نور مریی از نقشه برداری دیجیتال آسمانSloanا (Sloan Digital Sky Survey) نیز به اثبات سن کهکشان­های نوجوان و سرعت تمام شدن سوخت ستاره­ساز آن­ها، کمک کرد. از این یافته­ها چنین برمی­آید که برخی از کهکشان­های جوان به سرعت به پیری می­رسند، در حالی که بقیه به آهستگی به سوی دوران سالمندی گام برمی­دارند.

 

شواهد نظریه­ی "پرورش" تحول کهکشانی را می­توانید در گزارشی در نشریه­ی اخترفیزیک (Astrophysical Journal)، بیابید که مارتین نویسنده­ی اصلی آن است.

 برای دیدن تصاویر و اطلاعات بیشتر درباره­ی کاوشگر تحول کهکشانی رجوع کنید به:

http://www.galex.caltech.edu یا http://www.nasa.gov/galex

 

   منبع : www.jpl.nasa.gov

  نويسنده  : پویان شهیدی

 

 

منبع تولید تشعشعات پرانرژی کیهانی کشف شد

"چه چیزی باعث تولید تشعشعات پرانرژی کیهانی می شود؟" این سوال یکی از مهم ترین سوالات دانشمندان است که تا کنون بدون پاسخ مانده بود . اما تحقیقاتی که به تازگی در رصد خانه پرتو های کیهانی Pierre Auger در آمریکای جنوبی انجام شده ، به این سوال پاسخ داده است : "سیاهچاله های ابر پرجرم"

 بخش عمده ای از محیط میان ستاره ای مرکب از ذرات باردار است که تقریبا تا سرعت نور ستاب گرفته اند. این ذرات را پرتو ها یا تشعشعات کیهانی می نامند و تقریبا شامل هر نوع هسته اتم اند که بیشترشان را هسته های هیدروژن (پروتونها) و هسته های هلیم (ذرات آلفا) تشکیل می دهند (همچنین شامل الکترونها ، پوزیترونها و نترینوها نیز هستند ).

 

  

انرژی این تشعشات بسیار بیشتر از آن است که بتوانیم تصور کنیم . این انرژی ناشی از سرعت بسیار زیاد است ؛جرم کوچکی که با سرعت بسیار زیاد سیر می کند انرژی جنبشی فوق العاده زیادی دارد این انرژی جنبشی با توپ تنیسی قابل مقایسه است که با سرعت 150 کیلومتر بر ساعت حرکت می کند .  دانشمندان همواره از این موضوع شگفت زده بودند که چگونه این ذرات می توانند به این سطح بالای انرژی برسند . خوشبختانه جو زمین محافظ خوبی برای جلو گیری از برخورد این ذرات با سطح زمین است اما این ذرات در خارج از جو زمین یک تهدید جدی محسوب می شوند . در طول سه سال گذشته  تیم بزرگی متشکل از 370 محقق از 17 کشور جهان گرد هم آمدند تا برای این سوال یک پاسخ مناسب پیدا کنند این گروه بزرگ در  رصد خانه پرتو های کیهانی Pierre Auger   در کوه های آمریکای جنوبی مستقر شدند ،این رصد خانه شامل یک آرایه عظیم  از آشکار سازهاست که مساحت 3000 کیلومتر مربع را اشغال کرده است .

 

 تشعشات کیهانی هنگامی که به جو زمین وارد می شوند ، برخوردهایی صورت میگیرد که هسته های گوناگون را به اجزای کوچکتری(اجزای ثانویه) تجزیه می کند، به این فرایند شکافت یا خرد شدن می گویند . آشکار سازها بسیار حساس هستند و می توانند این ذرات ثانویه را شناسایی کنند و از طرفی به دانشمندان امکان می دهند تا جهت برخورد تشعشعات کیهانی را تعیین کنند.

 در گذشته به دلیل نبود اطلاعات کافی منبع این تشعشات را به انفجارات ابر نواختری یا هسته کهکشان راه شیری نسبت می دادند که هیچ کدام از این نظریه ها تا کنون ثابت نشده بود .اما اکنون دانشمندان می دانند که این تشعشعات یا پرتوهای پر انرژی کیهانی از تمام نواحی کیهان ساطع می شوند و منبع تولید آنها سیاهچاله های ابر پرجرم است .

 در اطراف سیاهچاله های ابر پرجرم ، میدان های مغناطیسی عظیمی ساخته می شود که می توانند همانند یک شتاب دهنده ذرات عمل کند و این ذرات را تا چنین سطحی از انرژی شتاب دهد ، شتابی که تکنولوژی ساخت بشر هنوز  به آن حد نرسیده .

 

 

  منبع : www-news.uchicago.edu

  نويسنده  : محسن بختیار

 

اکتشافات تازه تلسكوپ فضايي اسپيتزر

تصويري تازه از تلسكوپ فضايي اسپيتزر ناسا، ستاره اي نوزاد را در فاصله ي 1140 سال نوري از زمين نشان مي دهد كه در حال دميدن در دو "حباب" عظيم است.

تصويري تازه از تلسكوپ فضايي اسپيتزر (Spitzer Space Telescope) ناسا (nasa)، ستاره­اي نوزاد را در فاصله­ي 1140 سال نوري از زمين نشان مي­دهد كه در حال دميدن در دو "حباب" عظيم است. اما اين ستاره­ي كودك كه HH 46/47 نام دارد، براي باد كردن حباب­ها در فضاي بيرون نه از آدامس بادكنكي بلكه از فوران­هاي قدرتمندي از گاز استفاده مي­كند.

 

 در اين تصوير پردازش شده از تلسكوپ فضايي اسپيتزر، ستاره­ي نوزاد HH 46/47 در حال دميدن دو "حباب" بزرگ  ديده مي­شود. اين ستاره 1140 سال نوري از زمين فاصله دارد. (براي ديدن تصوير بزرگ­تر روي عكس كليك كنيد.) nasa/JPL-Caltech

 

در مركز تصوير استپيتزر مي­توان ستاره­ي خردسال را به صورت نقطه­اي سفيد ديد. دو حباب به صورت پوسته­هاي بيضوي توخالي از ماده­ي سبزآبي رنگ نشان داده شده­اند كه از ستاره به بيرون گسترده شده. باريكه­هاي سبز رنگ در تصوير نشانگر گاز هيدروژن ملكولي گرم است در حالي كه ته رنگ آبي، حاصل پراكنش نور ستاره در غبار گرداگرد ستاره است.

 اين حباب­ها هنگامي تشكيل شدند كه فوران­هاي قدرتمندي از گاز كه با سرعت 200 تا 300 كيلومتر بر ساعت در حركت بودند، با ابرهاي گازي كيهاني كه HH 46/47 را دربرداشتند، برخورد كردند. لكه­هاي قرمز رنگ در انتهاي هريك از حباب­ها، نشانگر حضور گاز گوگرد و آهن­ در جايي­اند كه فوران­هاي باريك ستاره هم­اكنون در حال برخورد رو در رو با ابرهاي گازي كيهاني و مواد غباري هستند.

 

به گفته­ي تانگاسمي ولوسامي (Thangasamy Velusamy) از آزمايشگاه پيشرانه جت  ناسا (nasa  Jet Propulsion Laboratory) در پاسادناي كاليفرنيا (Pasadena, Calif )، ستارگان نوزاد و قرص­هاي تشكيل سياره­اي بالقوه­ي آنان با متوقف ساختن و جذب گاز و غبار پيرامون به وسيله­ي گرانش، رشد مي­كنند. گمان دانشمندان بر اين است كه وقتي ستاره­ي نوزاد مركزي، بادها و فوران­هاي قدرتمندي ايجاد مي­كند كه مواد پيراموني را مي­پراكنند، اين قرص­ها از توقف باز مي­ايستند.

 ولوسامي مي­گويد: "استپيتزر مي­تواند از اين فوران­ها و بادها، در پرتوي فروسرخ تصويربرداري كرده و به ما در فهم جزييات اين پديده، ياري برساند."

 

براي اخترشناساني كه مي­دانند دنبال چه چيزي بگردند، ابزارهاي فروسرخ فوقِ حساس استپيتزر، وسيله­اي عالي است تا ستارگان جوانِ پوشيده در ابرهاي ضخيمِ غبار كيهاني و گاز را مطالعه و اطلاعاتي درباره­ي رشد آنان آشكار كنند. ولوسامي با اين حال خاطرنشان كرد كه غالباً رسيدن به تصوري روشن و باجزييات از ستارگان نوزاد و "مشكلات رشد" آنان براي خيلي­ها دشوار است.

 وي گفت: "وقتي در يك تلسكوپ ستاره­اي را مي­نگريد، تصوير ستاره به اندازه­اي معلوم تار مي­شود و هرچه تلسكوپ كوچك­تر باشد، اين تاري بيشتر است."

 

دانشمندان در آزمايشگاه جت پيشرانه، JPL، براي رفع اين عدم وضوح، روش پردازش تصوير پيشرفته­اي را براي داده­هاي اسپيتزر توسعه داده­اند كه واهم­پيچي Hi-Resـ(Hi-Res deconvolution) نام دارد. اين پردازش، تاري را كاهش مي­دهد و تصوير را واضح­تر و تميزتر مي­كند تا دانشمندان بتوانند تابش­هاي اطراف ستارگانِ در حال شكل­گيري را با جزييات بيشتري ببينند. وقتي ولوسامي و گروهش اين روش را روي تصوير اسپيتزر از HH 46/47 اجرا كردند، توانستند بادهاي ستاره و فوران­هايي از گاز را مشاهده كنند كه در حال حفر اين حباب­هاي آسماني­اند.

به گفته­ي ويليام لَنجر (William Langer) از JPL، اين تصوير به دانشمندان كمك مي­كند تا تعيين كنند كه از ميان بسياري مكانيسم­هاي مختلف، كدام يك باعث ايجاد بادها و فوران­هاي ستارگان نوزاد مي­شود.

 

اين تصوير فروسرخ، مركب از سه رنگ است با داده­هايي در طول موج 6/3 ميكرون كه با رنگ آبي نمايانده شده و 5/4 و 8/5 ميكرون كه با رنگ سبز و 24 ميكرون كه با رنگ قرمز نمايانده شده­اند.

 اين مقاله درباره­ي HH46/47 كه توسط ولوسامي، لَنجر و كِنِت مارش (Kenneth Marsh) ــ همگي از JPL ــ نوشته شده است، در شماره­ي اكتبر نشريه­ي اخترفيزيك (Astrophysical Journal Letters) منتشر شد.

 

 

  منبع : www.jpl.nasa.gov

  نويسنده  : پویان شهیدی

 

 
صفحه 4 از 16