آنچه که گذشت مهمترین عناوین خبری در سال 1387 اهداف اصلی GLAST در گفتگو با دکتر لین کامینسکی


اهداف اصلی GLAST در گفتگو با دکتر لین کامینسکی

دکتر لین کامینسکی، از دانشمندان تلسکوپ فضایی پرتو گامای GLAST می باشد که در اوایل ژوئن 2008 به فضا پرتاب می شود. او همچنین دانشمند ماموریت های Swift  و هیئت آمریکایی تلسکوپ فضایی پرتو ایکس XMM-Newoton  می باشد. در این مصاحبه، گروه نجوم شفق به بررسی این ماموریت بزرگ GLAST و چگونگی فعالیت آن می پردازد. توضیحات بیشتر راجع به کلماتی که ستاره دارند را در پایان مصاحبه بیابید.

 تلسکوپ فضایی پرتو گامای GLAST که نام آن تشکیل یافته از سرنام عبارتی به معنای تلسکوپ فضایی پرتوی گامای زاویه باز است، قرار است تا ماموریت خود را در ژوئن 2008 آغاز کرده و چشمان خود را به روی آسمان، بگشاید. پیش از این، تلسکوپ های Swift  (فعال) و کامپتون (غیرفعال)، عملیات کاوش کیهان در محدوده پرتوهای گاما را به عهده داشتند.

بررسی GRB ها یکی از مهمترین اهداف اخترشناسان در شناخت قوانین کیهانی است، برای نخستین بار این پدیده های زودگذر، زمانی کشف گردیدند که در جریان جنگ سرد مابین آمریکا و شوروی ، ماهواره Vela  که برای ردیابی انفجارهای هسته ای شوروی از سوی آمریکا به فضا پرتاب شده بود، به جای تشخیص انفجار اتمی بر روی زمین، انفجاری به مراتب قویتر را در پشت سر خود و در اعماق کیهان یافت. در این مصاحبه می توانید اطلاعات مفیدی را نسبت به این پدیده ها و اخترشناسی پرتو های پر انرژی بدست بیاوردید.

 

 1 -  اهداف اصلی ماموریت GLAST چیست ؟

 - کاوش مناطق بسیار پرانرژی جهان، مناطقی در ماورای زمین که انرژی بصورت افسارگسیخته ای آزاد می شود

 - جستجو به دنبال قوانین جدید فیزیک و هر آنچه که ماده مرموز تاریک (Dark Matter) را توصیف می کند

 - توضیح اینکه چگونه سیاهچاله ها، جت هایی از ماده را با سرعت هایی نزدیک به سرعت نور، شتاب می دهند

 - کمک به رمزگشایی انفجارهای بسیار عجیبی موسوم به انفجارهای پرتو گاما (GRB)

 - پاسخ به سوالات بی پاسخ بسیاری در زمینه موضوعات بسیاری شامل شراره های خورشیدی*، تپ اختر ها* و نیز خاستگاه اشعه کیهانی

  

 

2 – چه تکنولوژی های نوینی به ماموریت GLAST اضافه شده است که در ماموریت های مشابه پیشین مانند تلسکوپ پرتو گامای کامپتون وجود نداشت؟

مهمترین پیشرفت های تکنولوژیکی GLAST، شامل استفاده از حسگرهای نواری از جنس سیلیکون (به حالت جامد) با مساحت 80 متر مربع است که به ردگیری زوج ماده هایی (الکترون و زوج آن، پوزیترون) کمک می کنند که پس از  برخورد پرتوگامای حاصل از GRB ها به لایه ای از تنگستن، تولید می شوند. پیش از این در تلسکوپ کامپتون از ابزار EGRET استفاده شده بود که از یک محفظه جرقه ای و نیز سیستم Time-of-flight* برای ردیابی و رهگیری پرتوهای گاما استفاده می کرد. تلسکوپ GLAST، عملیات تجدید رهگیری را با استفاده از حدود 1 میلیون کانال الکترونیکی انجام می دهد که روی آن نصب گردیده که همه آنها در کل، فقط 1500 وات انرژی الکتریکی مصرف می کنند؛ یعنی تقریبا به اندازه یک سشوار معمولی !

 

3 – به جز خورشید، چه منابع پرتو گامای قدرتمندی در منظومه شمسی یافت می شود؟ آیا تاکنون هیچ منبع پرتوگامای زمینی (همانند انفجارهای هسته ای) اشتباها بعنوان GRB یه هر منبع کیهانی ثبت شده است ؟

 بایستی بگویم که ماه، منبع پرتو گامای قویتری نسبت به خورشید در منظومه شمسی ماست. خورشید به تنهایی میزان بسیار اندکی پرتو گاما تولید می کند (البته به جز شراره های خورشیدی) چرا که انرژی کافی برای شتاب دادن ذرات را ندارد. پرتوهای گامای رصد شده از ماه نیز از برهم کنش مابین امواج کیهانی و سطح ماه تولید و ساطع می شوند. چنین اتفاقی بصورت مشابه در خورشید هم شاید رخ بدهد اما میدان مغناطیسی خورشید، مانع از آن می شود تا این امواج کیهانی به سطح آن برسند. چنین بر هم کنش هایی همچنین باعث می شوند تا جو زمین از لحاظ پرتوهای گاما بسیار درخشان به نظر برسد.

 

هیچ منبع پرتوی گامایی به جز اینها در فواصلی نزدیک به ما (در منظومه شمسی)، تاکنون دیده نشده است اما من شرط می بندم که در آینده پرتوهای گامایی از سمت مشتری نیز رصد خواهیم کرد همانطور که تا به امروز، بیضی های روشنی از شفق قطبی در مشتری مشاهده شده است.

 

4 – چگونه انفجارهای ابرنواختری*، به اخترشناسان در پی بردن به چگونگی زندگی یک ستاره کمک می کنند، زمانی که دیگر ستاره از بین رفته است؟

 می توان انفجار های ابرنواختری را، با رصد طیف های خطی و پیوسته در محدوده پرتو گاما، مطالعه کرد. طیف خطی، در نتیجه وجود عناصر خاصی است که بوسیله ستاره در زمان زندگی اش و نیز در زمان انفجار ابرنواختری، تولید می شوند. آنالیز این عناصر، به ما کمک می کند تا بفهمیم که ستاره چگونه زندگی کرده است و در آخر چگونه از بین رفته است. در واقع ما خاکسترهای درخشان حاصل از مرگ ستاره را مطالعه می کنیم تا بتوانیم به چگونگی زندگی آن ستاره پی ببریم.

 

5 – بر اساس آخرین کشفیات انجام شده، یک GRB چیست؟ آیا GRB ها پدیده هایی بسیار قدیمی اند؟ نزدیک ترین GRB مشاهده شده به زمین چه بوده است و آیا تاکنون دو GRB از یک منبع مشاهده شده است؟

 ماهواره Swift ناسا، نشان داد که بسیاری از GRB ها، انفجارهایی همانند ابرنواختر هستند که در پایان زندگی ستارگان بسیار پرجرم رخ می دهند. بر اساس نظریات، در این انفجارها، هسته زیرین ستاره، مستقیماً فرومیریزد تا یک سیاهچاله را شکل دهد، که انرژی آزاد شده در طی این فرآیند، یکصد بار بیشتر از انرژی است که در اثر بروز یک ابرنواختر معمولی در پایان عمر ستارگانی با جرم کمتر (که در پایان، به ستاره نوترونی تبدیم می شوند)، آزاد می شود. GLAST، مشاهدات بسیار دقیق و عالی را از GRBها به کمک طیف آنها، به انجام خواهد رسانید که نخستین چشم انداز از انرژی آزاد شده در جریان این انفجارهای عظیم را به دانشمندان ارائه خواهد کرد.

 

 تقریبا تمامی GRBهای بلند مدت (بیشتر از 2 ثانیه)، انتقال به سرخ هایی بزرگتر از یک دارند که این به آن معناست که آنها تقریبا 7 میلیارد سال پیش رخ داده اند (و یا در فاصله 7 سال نوری از ما رخ داده اند) که این نصف عمر جهان ماست. همچنین چندین GRB کوتاه مدت (کمتر از 2 ثانیه)، رصد شده اند که در فواصل چند میلیون سال نوری از ما قرار گرفته بودند. هیچ دو  GRB (چه از نوع بلند مدت و چه از نوع کوتاه مدت)، از یک چشمه رصد نشده است. هر چند نوع دیگری از GRB ها وجود دارد که به "تکرارشونده های پرتوگامای کوتاه مدت" یا SGR معروفند که در واقع حاصل لرزش های سطحی (ستاره لرزه ها) سطوح ایزوله و بسیار مغناطیسی ستارگان نوترونی موسوم به "مگنتار" ها است که غالباً تکرارشونده اند. همچنین این SGRها بسیار به راه شیری ما نسبت به سایر منابع پرتوگاما نزدیکترند.

 

6 – حداقل فاصله ای که یک GRB یا انفجار ابرنواختری می تواند به زمین آسیب وارد کند چقدر است و چه آسیب هایی ممکن است بوجود بیاید؟

یک شراره پرتو گاما از نوع SGR، در 27 دسامبر 2004 در فاصله 50000 سال نوری از زمین رخ داد. پرتوهای گامای حاصل از این رویداد، آنچنان پرانرژی بودند که لایه فوقانی جو زمین را در قسمت روز، یونیزه کردند که چنین اتفاقی پیش از آن تنها بر اثر شراره های خورشیدی ( که نسبت به آن، 3150000000 بار نزدیکتر است) مشاهده شده بود. یک GRB اگر چنانچه در چنین فاصله ای رخ دهد، اثرات به مراتب بدتری بر گونه های زیستی زمین خواهد داشت. بر اساس محاسبات، اگر یک GRB، در فاصله ای نزدیکتر از 6000 سال نوری از زمین رخ دهد، باعث وقوع یک انقراض یسیار بزرگ خواهد شد که کلیه موجودات روی زمین از میان خواهند رفت. البته من بایستی بر روی این موضوع تاکید کنم که احتمال بروز چنین رخدادی بسیار بسیار اندک است چرا که ما فقط روزانه یک GRB در کل کیهان رصد می کنیم.

 

7 – تصاویری که در مقالات و اخبار علمی بعنوان تصاویری از منابع پرتوگاما یا پرتو X منتشر می شوند، بسیار مبهم و نامفهومند. اخترشناسان چگونه از این تصاویر اطلاعات علمی را استخراج می کنند؟ رنگ ها در این تصاویر، به چه معناست؟

تمامی تصاویر پرتو گاما و پرتو X (و همچنین امواج رادیویی ، مادون قرمز ، ماورای بنفش و ...)، بصورت مجازی رنگ آمیزی می شوند. رنگ های متفاوت نور عادی، برای نمایش دادن میزان قدرت پرتوگاما و یا انرژی آنها به کار می روند. اگر چه دانشمندان در واقع اینگونه تصاویر را برای برقراری ارتباط بیشتر با عموم تولید می کنند، تمامی اطلاعاتی که - از طریق این رصدها - به دست می آید، بصورت عددی است که برای استخراج داده های علمی، این اعداد و ارقام هستند که پردازش می شوند. حتی زمانی که دانشمندان، تصاویر را آنالیز می کنند، در واقع به بررسی اعدادی مشغولند که چنین تصاویری را ساخته اند.

 

 8 – در یافته های اخیری که از یک انفجار در کهکشان NGC 2770 رخ داد، آیا دانشمندان خطوط طیفی جدیدی را در طیف انفجار مشاهده کردند که حاکی از تولد عناصر جدید در جریان انفجار باشد؟

انفجار SN2008D، که اخیرا بوسیله یک شوک پرتو  X از ستاره مربوطه، یافت گردید، ردپای فلاش پرتو X  رصد شده، یک هشدار برای اخترشناسان بود تا آینده چنین انفجار جوانی را پیگیری و بررسی کنند اما در واقع طیف سنجی پرتو X  از این رویداد صورت نپذیرفت. تلسکوپ های دیگری همانند چاندرا XMM-Newton، بهتر قادرند از منابع پرتو X ، طیف سنجی کنند چرا که آنها تلسکوپ های بسیار بزرگتری نسبت به Swift هستند (سوییفت این انفجار را برای نخستین بار ثبت کرد). همچنین تلسکوپهای زمینی و اخترشناسانی که در محدوده نور مرئی فعالیت می کنند، اطلاعات بسیاری را در رابطه با عناصر شیمیایی که در جریان این انفجار ساخته شدند، بدست آوردند.

 

9- آیا می توان امواج کیهانی را بخشی از طول موج الکترومغناطیس دانست؟ آیا این امواج پرانرژی، در مرزهای منظومه شمسی، تقویت می شوند؟

 امواج کیهان، از ذراتی تشکیل یافته اند که یک بار باردار شده اند. ابن دسته از امواج نوعی از تابش الکترومغناطیس نیستند (یا بعبارتی امواجی که بعنوان نور شناخته می شوند، امواج نوری، جرمی نداشته و باردار نیز نمی باشند). فوتون ها، الکترون ها و ذرات آلفا (اتم هلیوم دو بار یونیده) مثال هایی از امواج کیهانی هستند. خاستگاه این نوع امواج همچنان مبهم است و امواج کیهانی با سطح انرژی متفاوت، احتمالا از نقاط مختلفی در کیهان، سرچشمه می گیرند. برخی از آنها در امواج شوکی ابرنواخترها شتاب کسب می کنند و برخی نیز شاید در فوران ماده از سیاهچاله های ابرپرجرم شتاب گرفته باشند.

 

ذرات، به تنهایی می توانند از روش های مختلفی تولید شوند ( با یونیزه شدن عناصری که در جریان انفجار ابرنواختری تولید می شوند، و یا کنده شدن الکترون ها از عناصر در جریان بادهای ستاره ای و یا روش های دیگر.

 

10 – گفته می شود که هیچ ماده ای نمی تواند از گرانش بی حد و مرز سیاهچاله بگریزد. اما چرا فوران هایی از ماده بصورت عمود بر صفحه سیاهچاله های پرجرم و ابرپرجرم در مرکز کهکشان ها دیده می شود؟ آیا رابطه ای مابین این فوران ها و سیاهچاله ها وجود دارد ؟

 

جمله صحیح تر این است که "هیچ ماده ای نمی تواند از گرانش بی حد و مرز سیاهچاله بگریزد اگر چنانچه در افق رویداد محدود باشد". افق رویداد برای یک سیاهچاله، بصورت شعاعی –بصورت سه بعدی- در اطراف سیاهچاله تعریف می شود که سرعت فرار ماده از آنجا به پایین برابر با سرعت نور است. فوران هایی که شما بصورت عمود بر دیسک گازی اطراف سیاهچاله (در نقاشی ها و یا انیمیشن ها) مشاهده می کنید، از بیرون از افق رویداد سرچشمه می گیرند. به افق رویداد، شعاع شوارتزشیلد نیز گفت می شود.

 

11 - تفاوت اصلی مابین اهداف علمی تلسکوپ های فضایی پرتو X چاندرا و XMM-Newton چیست؟ تاکنون کدامیک از یافته های این دو تلسکوپ را می توان یافته هایی انقلابی دانست ؟

ابزار کانونی کننده پرتو X در چاندرا، جهت ارتقای کیفیت تصویر طراحی شده است. همین ابزار در XMM-Newton، به دقت چاندرا نیست اما حوزه جمع آوری امواج در XMM-Newton ، بیشتر است. آینه چاندرا، همچنین نسبت به XMM-Newton، توانایی جمع آوری امواج قویتری از پرتوهای X راداراست. یافته های بسیار مهمی نیز در جریان این دو ماموریت صورت پذیرفته است که با مراجعه به این آدرس ها، می توانید با آنها آشنا شوید :

 

http://chandra.harvard.edu/press و http://xmm.esac.esa.int/external/xmm_news/latest_news.shtml

 

 

12 – با توجه به اینکه، کارکرد تلسکوپ بر پایه جمع آوری نور در یک نقطه کانونی استوار است، یک رصدخانه پرتو X یا گاما چگونه این عملیات را انجام می دهند چرا که بازتاب کننده مناسبی برای چنین امواج قوی وجود ندارد؟

پرتوهای X، بروش Grazing incidence (زوایای بسیار حاده) از سطوح فلزی بسیار جلا داده شده، کانونی می شوند. پرتوهای گاما، نمی توانند کانونی شوند. ما در واقع تصاویر را با استفاده از سیگنال های محاسبه شده بوسیله لایه های مختلف ردیاب ها و گرماسنج ها بازسازی می کنیم (برای ابزار LAT - تلسکوپ میدان باز - موجود در تلسکوپ GLAST) پس از آنکه پرتوهای گامای دریافت شده، در فرآیندی موسوم به Pair production، بصورت الکترون و پوزیترون نمایانده می شوند. زمانیکه پرتو گاما که انرژی خالص است، به شدت با لایه ای از تنگستن که در حسگرهای تلسکوپ تعبیه شده است برخورد می کند، این لایه می تواند جفتی از مواد زیر اتمی (الکترون و پادماده متقارن آن، پوزیترون) تولید کند که انرژی آن با توجه به معادله معروف اینشتین یعنیE=mc2 ، بدست می آید.

 

جهت پرتوی گامای رسیده نیز از طریق شبیه سازی جهت بازتاب همین جفت ماده ها که با استفاده از حسگرهای ردیاب سیلیکونی با دقت بالا، به طرف منبع تابششان بازتاب می شوند، مشخص می گردد. یک حسگر مجزا که Colorimeter (گرماسنج) نام دارد، این ذرات را جذب کرده و انرژی آنها را محاسبه می کند. با توجه به اینکه انرژی موجود در این ذرات، بسته به انرژی منبع پرتو گامای رسیده می باشد، مجموع انرژی این ذرات، برابر با انرژی منبع اصلی پرتو گاما می باشد. با توجه به این موضوع که تلسکوپ اصلی رصدخانه فضایی GLAST (LAT)، بوسیله ذرات بسیاری به غیر از پرتوهای گاما بمباران می شود، این ابزار، با کلاهی پوشیده شده است (حسگر سومی که زمانیکه موج یا ذره ای به غیر از امواج گاما به تلسکوپ برخورد کند، سیگنالی آزاد می کند). با ترکیب داده های حسگر بیرونی و اطلاعات جفت الکترون-پوزیترونی که بوسیله ردیابی درون تلسکوپی صورت می پذیرد، رصدخانه، پرتو گامای دریافت شده را مشخص می کند. رصدخانه همزمان با اینکه مشغول پردازش پرتوهای گاماست، تلسکوپ LAT نیز در حال تهیه تصاویر پرتو گاما از اجرام آسمانی است که همچنین میزان انرژی این امواج را نیز محاسبه می کند.

 

13 – آیا این ادعا صحیح است : "عناصر شیمیایی با میزان نوترون بالا (همانند توریم و پلوتونیم)، بر اثر برخورد فاجعه بار ستاره های نوترونی در اویل تشکیل جهان، تکوین یافته اند" ؟

 خیر، این ادعا صحیح نیست. عناصر سنگین، در جریان انفجارهای ابرنواختری ستاره های سنگین وزنی بوحود آمده اند که در جهان اوایل رخ داده اند. تمامی عناصر سنگینتر از هیدروژن و هلیوم، در ستارگان تکوین می یابند ( برخی بوسیله واکنش های هسته ای درونی ستاره و بقیه – عناصر سنگین – در انفجارهای پایانی زندگی ستارگان).

 

14 – چگونه دانشمندان می توانند با استفاده از پرتوهای گاما، به وجود ماده تاریک پی ببرند زمانیکه هیچ نشانی از این ماده رازآلود در پرتو الکترومغناطیس یافت نمی شود ؟ 

ماده تاربک ممکن است در پرتوهای گامای بسیار پرانرژی مشخص شود؛ اگر ماده تاریک تشکیل یافته از نوعی ماده ابرمتقارن موسوم به WIMP ها باشد. WIMP (Weakly Interacting Massive Particles) ها مواد ذرات پرجرمی هستند که پروسه واکنش آنها بسیار ضعیف است (ماده ای که تنها بوسیله گرانش واکنش می دهد و نه از طریق فعل و انفعالات الکترومغناطیسی). اگر WIMP ها وجود داشته باشند، و اگر چنانچه آنها دارای خواص مشخصی باشند که بوسیله برخی تئوری های ابرتقارنی پیش بینی شده است، آنگاه، سبک ترین WIMPها دارای نوعی خودتخریبی هستند که این فرآیند، دو پرتو گاما (در حالت عادی و تعادل جرمی یک WIMP) تولید می کنند. همانطوری که الکترون و زوج پادماده آن یعنی پوزیترون، با تخریب یکدیگر، دو پرتو گاما با انرژی 511 کیلوالکترون – ولت تولید می کنند، آثار تخریبی WIMP ها نیز اطلاعاتی را درباره میزان جرم متعادل ذرات ماده تاریک به ما می دهد.

 

15 – اگر چنانچه ما عینکی در اختیار داشتیم که اجسام را در طول موج گاما نشان می داد، ما چه چیزی را در آسمان شب با استفاده از این عینک مشاهده می کردیم؟ آیا در چنین آسمانی جرمی چون ماه نیز وجود دارد؟!

 همانطوریکه قبلا هم گفتم، ماه در این آسمان، جرم بسیار درخشانی است اما درخشانترین قسمت این آسمان بایستی کهکشان راه شیری ما باشد که با چشم غیر مسلح نیز در آسمان شب قابل مشاهده است. آسمان می تواند بطور وحشیانه ای محل متفاوتی باشد؛ با انفجارهای GRB که هر روزه رخ می دهند، شراره های کهکشانی که در مقیاس های زمانی روزانه، ماهانه و یا سالیانه بوقوع می پیوندند، تپ اخترهایی که چشمک می زنند و فعالیت های بسیاری که یک شخص می تواند آن ها را در آسمان شب مشاهده کند.

 

16 – فعالیت دانشمندان این حوزه در سراسر جهان چگونه است ؟

 همکاری موجود در رصدخانه میدان گسترده GLAST، نمونه ای از گردهمایی بیش از 250 دانشمند از بسیاری از کشورهای جهان با رشته های علمی مختلف (در حوزه فیزیک ذرات و اخترفیزیک) است تا ابزاری جذاب را بسازند که فعالیت علمی عظیمی را به انجام برساند. اخترشناسان پرتو گاما همچنین با دیگر اخترشناسان سراسر جهان همکاری می کنند تا آسمان را در انواع نور مورد بررسی قرار دهند. البته دانشمندان در این زمینه با یکدیگر رقابت می کنند تا بهترین مقالات علمی را به ثمر برسانند، اما این بخشی از کار علمی است و این راهی است تا نتایج علمی، اثبات شده و یا رد بشوند، این کاری است که علم به بهترین نحو به انجام می رساند.

 

همچنین ما بسیار لذت خواهیم برد از اینکه فرصتی پیش بیاید تا یافته های مهیج تحقیقاتمان را در اختیار گروه هایی چون شما قرار دهیم که به چنین فعالیت هایی علاقه مندند.

 

17 – دیدگاه شما نسبت به معضل گرم شدن زمین چیست ؟

 من دریافته ام که یافتن مدرکی برای تغییرات آب و هوای جهانی، خیلی بیهوده است. این کاملاً مشخص است که میزان گازهای گلخانه ای، امروزه بسیار زیاد است و مردم عامل اصلی این افزایش چشمگیرند. در مدل های اقلیمی که من تاکنون مطالعه کرده ام، براحتی می توان یک افزایش کلی را در دمای جهان و تغییرات شدید را در آب و هوا، پیش بینی کرد. امیدوارم که کشورهای سراسر جهان، با یکدیگر همکاری کنند تا میزان رشد گازهای گلخانه ای آینده، محدود شود و دانشمندان سراسر جهان با یکدیگر همکاری کنند تا منابع نوینی از انرژی را به جای سوخت های فسیلی نظیر نفت گاز و زغال سنگ کشف کنند.

 

 از همکاری شما در این مصاحبه بسیار سپاسگزارم

 من نیز از شما بدلیل این سوالات خوب، متشکرم – Lynn Cominsky 

  


 

شراره های خورشیدی : پدیده های زودگذر و بسیار پرانرژی بر سطح خورشید هستند که معمولا در زمان اوج فعالیت های خورشیدی رخ می دهند.

 

تپ اختر : نوعی ستاره نوترونی (باقیمانده مرگ ستارگان نیمه سنگین) می باشد که با سرعت به گرد خود می چرخد و موقعیت قطب های مغناطیسی آن نسبت به زمین، به گونه ای است که تپ اختر، هر چند صدم ثانیه (بسته به سرعت چرخش وضعی) از زمین روشن و خاموش می شود.

 

سیستم Time-of-flight : روشی برای محاسبه زمانی است که طول می کشد تا یک ذره، یک جسم و یا یک جریان، از منبعی که فاصله آن تا ناظر، مشخص است، به ناظر برسد.

 

انفجار ابرنواختری : انفجاری در پایان عمر یک ستاره نیمه سنگین – وبالاتر – که حاصل فروریزش ماده بر روی خود ستاره است که نتیجه آن، آزاد شدن مقادیر عظیمی انرژی، تولید تعدادی از عناصر شیمیایی و تبدیل هسته درونی ستاره به ستاره نوترونی و یا سیاهچاله است.

 

 

 مصاحبه و تنظیم از : احسان سنایی اردکانی

 منبع : www.shafaq.co.cc