آموزش مهمترین عناوین خبری در سال 1386


اریس 27 درصد بزرگتر از پلوتو است

شهریور ماه سال گذشته. همه منتظر شنیدن رای اتحادیه بین المللی نجوم هستند. چه پیش خواهد آمد ؟ آیا جرم تازه کشف شده عضو دهم منظومه شمسی خواهد بود ؟ تا اینکه در کمال ناباوری اتحادیه نجوم رای خود را مبنی بر اخراج پلوتو از لیست سیاره های منظومه شمسی اعلام داشت. بدین ترتیب جرم تازه کشف شده که بعدها " اریس " نامیده شد هم از فهرست سیارات خارج شد. اما داستان به همین جا ختم نمی شود. پس از اعلام نظر اتحادیه نجوم بسیاری از اخترشناسان که اکثریت آنها را منجمان آمریکائی تشکیل می دادند به رای مجمع اعتراض کردند و خواستار برگرداندن لقب سیاره به پلوتو شدند. دلیل اعتراضات آنها هم روشن بود. زیرا پلوتو تنها سیاره ای بود که یک آمریکائی( کلاید تومبا ) آن را یافته بود و اکنون آنها نمی خواستند که نامشان از لیست کاشفان سیارات کنار رود. این بحث ها هنوز کم و بیش ادامه دارد. تا اینکه به تازگی " مایک براون " کاشف اریس به همراه گروهش تحقیقاتی را با استفاده از تلسکوپ فضائی هابل و رصدخانه کک بر روی این سیاره کوتوله انجام دادند.     

 

اریس در کنار قمر کوچک خود دیسنومیا

                                  

نتایجی که به دست آوردند جالب بود. اریس 27 درصد بزرگتر از پلوتو است. با قطری معادل 2400 کیلومتر و چگالی دو گرم بر سانتیمتر مکعب از پلوتو یک سر و گردن بزرگتر است. دانشمندان تصور می کنند که در زیر پوسته سطحی اریس متان زیادی وجود دارد که پس از خارج شدن از زیر سطح و جریان یافتن باعث می شود که این سیاره کوتوله رنگی متمایل به زرد را به خود بگیرد. اریس با فاصله 97 واحد نجومی( دو برابر فاصله پلوتو از خورشید ) که از ما دارد بسیار سردتر از پلوتو است. میانگین دما بر روی آن 240- درجه سانتیگراد است. این سیاره کوتوله مداری بیضی شکل دارد. در حضیض مداری خود( نزدیک ترین فاصله به خورشید ) به فاصله 38 واحد نجومی از ما می رسد. اما این اتفاق 280 سال دیگر می افتد. در آن سال اریس حتی از پلوتو هم درخشانتر می شود و می توان آن را با تلسکوپ های کوچک آماتوری مشاهده کرد. اریس قمر کوچکی هم به نام " دیسنومیا " به قطر 150 کیلومتر دارد که هر 16 روز یکبار به دور مادر خود گردش می کند. این اطلاعات نتیجه تحقیقاتی بود که توسط براون و گروهش انجام شد. بدین ترتیب مشخص می شود که اریس از اکثر جنبه ها بزگتر از پلوتو است. پس اگر قرار باشد به قول اخترشناسان آمریکائی پلوتو را سیاره به حساب آوریم اریس بدون شک سیاره دهم خواهد بود. علاوه بر اریس اجرامی نظیر " سدنا " نیز در نوبت خواهند بود. در این موقع است که متوجه اهمیت و دور اندیشی رای اتحادیه نجوم می شویم. با این اوصاف دیگر هیچ بهانه ای مبنی بر سیاره بودن پلوتو در دست منجمان آمریکائی نخواهد بود.                    

 

 

 

 

کلمه

توضیح

 

اتحادیه نجوم

 

 
معتبر ترین مجمع بین المللی نجومی در جهان که هر 3 سال یکبار گردهمائی های بزرگی در در شهر های مختلف جهان برگزار می کند و در آنها اخترشناسان و منجمان به ارائه مقالات و تحقیقات اخیر خود می پردازند. در سال 1922 اولین گردهمائی در رم برپا شد. آخرین گردهمائی هم در سال 2006 در پراگ برگزار شد. 
                                           

 

اریس

سیاره ای کوتوله که 21 اکتبر 2003 توسط مایک براون و دو سیاره شناس دیگر کشف شد. ضریب بازتابی معادل پلوتو دارد و در دوره ای معادل 560 سال به دور خورشید می گردد. دمای سطح آن 30 کلوین است و خورشید از روی آن مانند ستاره ای پرنور می درخشد. 25 درصد بزرگتر از پلوتو است و از قدر 19 در آسمان خودنمائی می کند. مایک بران پس از کشف آن دوست داشت نام دختر خود " لیلا " را بر روی آن بگذارد که اتحادیه نجوم اجازه این کار را به او نداد. 

                                                                                        

 

پلوتو

78 سال پیش( 29 بهمن 1308 ) توسط کلاید تومبا با استفاده از تلسکوپ رصدخانه لاول کشف شد. هر 247 سال یکبار به دور خورشید می گردد. به اندازه هر 6.5 روز زمینی یکبار به دور خودش می چرخد. فاصله اش با ما حدود 40 واحد نجومی است و قمری تقریبا هم اندازه خودش به نام " چارون " دارد. در آسمان از قدر 13.8 خودنمائی می کند.

              

دیسنومیا

قمر کوچک اریس که در 10 سپتامبر 2005 توسط گروهی در هاوائی با استفاده از تلسکوپ رصدخانه کک کشف شد. 

                                                                                  

سدنا

 

خرده سیاره ای با قطر 1700 کیلومتر که در بهار سال 1383 توسط مایک بران و چند سیاره شناس دیگر کشف شد. مداری غیر عادی دارد که اوج آن بارها دورتر از بیرونی ترین مرز کمربند کویی پر است. این خرده سیاره از جمله اجرام ابر اورت به حساب می آید.

           

کلاید تومبا

جوانی که در سن 22 سالگی در رصدخانه لاول پلوتو را کشف کرد. 

                            

مایک براون

 
او و گروهش تا کنون بیش از 80 جرم کمربند کویی پر را یافته است. با کشف اریس کارنامه خود را درخشان تر کرد. کشف سدنا و کواوار از جمله افتخارات اوست.
                          

 

 

  منبع : universeToday.Com

  نويسنده  : علی پزشک 

 

کهکشان تاریک

هیچ ستاره ای در این کهکشان تاریک نمی درخشد

گروهی از اخترشناسان بین المللی اخیرا مدرکی قطعی مبنی بر کشف کهکشان تاریک ارائه دادند، در واقع این جرم هم اندازه با یک کهکشان است اما ماده تشکیل دهنده آن، ماده تاریک است. این جرم با نام VIRGOHI21 شناخته می شود که در سال 2000 مشاهده شد. 

اما معمولا اخترشناسان تصمیم در مورد تعاریف جدید را به آرامی و دقت بررسی می کنند از این رو نتیجه نهایی دیر منتشر شد.

اکنون ما مشاهده خوبی را از این جرم اسرار آمیز انجام داده ایم که حاصلی از تلسکوپ رادیویی Westerbork Synthesis Radio Telescope (WSRT) است، در مشاهدات دقیق تر نیز می توان مقداری از گاز هیدروژن را مشاهده نمود. همچنین با کمک تلسکوپ هابل مدرکی برای ستاره های این جرم پیدا شده است.

 

اخترشناسان ابتدا بر این گمان بودند که در حضور کهکشان NGC4254 در آن ناحیه نیز کهکشانی مرئی یافت شود.این مشاهده ای غیر عادی از کهکشانی بود که در حال آماده شدن برای برخورد با یکی از کهکشان های همدم خود بود.تمام مدارک معمول از آماده شدن برای تصادم بر این اساس است که گازها از کهکشان به صورت لوله ای نازک شروع به جریان می کنند و یکی از بازوهای مارپیچی به سمت بیرون کهکشان کشیده و به سمت دیگر جرم می رود.

 اما در این برخورد همدم دیگر در جریان این فرآیند قابل دیدن نبود.اخترشناسان با محاسبات خود به این نتیجه رسیدند که این جرم با جرمی معادل 10 بیلیون جرم خورشیدی باید به اندازه 100 سال به سمت NGC4254 کج شده باشد و جریان های گازی تشکیل بدهد همچنین بازوها شروع به کشیده شدن کرده باشند. چنین مشاهداتی به زیبایی روشن می ساخت که احتمالا کهکشانی به ماده تاریک در این اطراف پنهان شده است.

 

جزئیات این تحقیق سبب شناسایی این جرم با نامVIRGOHI21 شد که در 50 میلیون سال نوری از زمین واقع است. در این ناحیه کهکشانی معمولی وجود دارد که شما می توانید آن را با تلسکوپ های قدرتمند آماتوری مشاهده کنید، اما در واقع هیچ چیزی نخواهید دید. حتی در رصد تلسکوپ هابل نیز هیچ سیگنالی مبنی بر درخشش ستاره ای در این ناحیه پر جرم از فضا ثبت نشد.این جرم تنها در رادیو تلسکوپ ها آشکار خواهد شد که می تواند تابش هیدروژن خنثی را که در این ابر بزرگ واقع اند را ثبت کند.

هنگامی که این تیم اولین نتایج تحقیق خود را مدتی پیش منتشر کرد انجمن هایی از منجمان به دلیل نوع نگرش خاص و سعی در فهم موضوع تئوری های زیادی را برای توضیح این جرم اسرار آمیز پیشنهاد کردند.دکتر Robert Minchin رهبر این گروه محقق از رصدخانه Arecibo می گوید: هیچ نشانه ای از درخشش ستاره در این جرم به وسیله رصد با قدرتی مانند هابل یافت نشد.

 

برای این جرم ممکن است خاستگاهی بسیار کهن از زمان مهبانگ وجود داشته باشد، به عبارتی تشکیل آن از ماده تاریک و هیدروژن خنثی بعد از انفجار بزرگ. این جرم همواره در جهان در حال گشت زنی بوده و باعث در هم گسیختگی کهکشان ها نیز از راهشان شده است.هر چند که در این موضوعات وانمود می شود که ماده تاریک از کهکشان متمایز است اما در حدود کمتر از یک ماه پیش هابل توانست حلقه ای از ماده تاریک را که خوشه ای کهکشانی را احاطه کرده بود ثبت کند.شاید VIRGOHI21 نیز جرمی باشد از چنین خوشه ای که ذرات ماده تاریک را به بیرون فضا پرتاب می کند.

شاید مقدار بسیار زیادی از این نوع کهکشان های تاریک وجود داشته باشد. در نقشه برداری جدید از آسمان توسط  تلسکوپ رادیویی Aricebo شاید بسیاری از این نوع اجرام را برای ما آشکار کند این پروژه نیز Arecibo Galaxy Environment Survey (AGES) نام دارد.

 

منبع : universe Today

  http://no0jum.mihanblog.com

  نويسنده  : ایلیا تیموری

 

 

معمای تصویر هابل از حلقه گاز اطراف ستاره فم الحوت حل شد

شما نمی توانید آن را ببینید. اما وجود دارد. در حد و اندازه نپتون. خودش را درون حلقه ای از گاز در اطراف ستاره فم الحوت مخفی کرده است. چندی پیش که هابل نمائی از این گازها را تهیه کرد دانشمندان متوجه شدند که حلقه اطراف ستاره در حال لنگ زدن است. اما عامل این ارتعاشات چه بود؟ کسی در آن زمان علت را متوجه نشد تا اینکه...

 

 

       حلقه های گاز در اطراف ستاره فم الحوت

 

وجود چنین حلقه هائی از گاز و غبار در اطراف ستاره های در حال تشکیل عادی است. ستاره ها در چنین مکان هائی متولد می شوند. بادها و انفجارات ستاره ای حاصل از ابرنواختر ها موجب متراکم شدن این گازهای عظیم می شوند و سرانجام طی فرآیند های پیچیده ای ستاره ها به دنیا می آیند ! اما داستان به همین جا ختم نمی شود. سیارات نیز در چنین مکان هائی چشم باز می کنند و پس از تکامل به دور ستاره مادر گردش می کنند. اما اندازه ی آنها متفاوت است. از سیاراتی در حد و اندازه عطارد گرفته تا مشتری. همه نوع رقمی را در آن می یابید. بعضی پس از تشکیل ممکن است در میان گرد و غبار اولیه مخفی بمانند و در نتیجه اثری از آنها دیده نشود. به طور حتم با این راهنمائی ها خود جواب معمای تصویر هابل را یافته اید. درست است. علت لنگ زدن حلقه به خاطر وجود سیاره ای در اطراف ستاره فم الحوت است. این سیاره با ایجاد آشفتگی در حلقه های گاز اطراف ستاره سرانجام وجود خود را به ما اثبات کرد. هم اکنون می توانید نام سیاره ای دیگر در حد و اندازه نپتون را به لیست اکتشافات هابل اضافه کنید.

 

 

 

کلماتی که در متن با رنگ آبی مشخص شده اند در  زیر به اختصار توضیح داده شده اند. برای اطلاعات بیشتر به بخش دیکشنری سایت مراجعه کنید 
 

 

توضیح

کلمه

 

ستاره ای در حال انفجار که موقتا درخشندگی آن افزایش می یابد و روشنائی آن احتمالا یک میلیون مرتبه بیشتر از روشنائی پیش از فورانش می شود.            

 

 

ابرنواختر

 

 

آلفا حوت که در زبان عربی با نام " ضفدع اول " نیز شناخته می شود. با قدر ظاهری 1.15 در فاصله 25 سال نوری از ما قرار گرفته است.                             

 

 

فم الحوت

 

آخرین سیاره منظومه شمسی از لحاظ فاصله با خورشید. با قطر 24763 کیلومتر در فاصله 29 واحد نجومی از ما قرار گرفته و با قدر ظاهری 7.8 خودنمائی می کند.

 

 

نپتون

 

تلسکوپی با وزن 11 تن که با همکاری ناسا و اسا در سال 1369 توسط شاتل فضائی دیسکاوری در فاصله 600 کیلومتری از زمین قرار گرفت. در طوال 17 سال فعالیت خود توانسته حدود 15 ترابایت اطلاعات از کیهان برای بشر فراهم کند.     

 

 

 

هابل

 


 

باستاني ترين ابر سياهچاله موجود در كيهان

طي رصدها و نقشه برداري هاي اخير ، باستاني ترين ابر سياهچاله موجود در كيهان مشاهده شد.

اين جرم كه در واقع يك كوازار بنام CFHQS J2329-0301 مي باشد با استفاده از تجهيزات تصويربرداري موسوم به ابر دوربين (MegaCam) مستقر بر روي تلسكوپ هاوائي-فرانسه-كانادا كشف شد. 

 

دكتر كريستين ويلت كه مدير مسئول اين تلسكوپ مي باشد مي گويد" اين جرم واقعا دورترين و كهنسال ترين سياهچاله مي ياشد."

اما وي اضافه مي كند كه اگر به همين زودي سياهچاله پيري تري كشف گردد باعث تعجب وي نخواهد شد. زيرا اين كاوش و نقشه برداري هنوز در اواسط خود مي باشد و در نتيجه سياه چاله هاي بيشتري مشاهده خواهند شد.

 

مايكل استراوس از دانشگاه پرينستون مي گويد ما مي دانستيم كه در نهايت ركورد كهنسال ترين سياهچاله مي بايد شكسته مي شد.

دانشمندان مي گويند اين سياهچاله 13 بيليون سال نوري از زمين فاصله دارد. اين رقم با تبديل نور كوازار به رنگين كماني از رنگها و مشاهده نور قرمز طيف حاصله ، بدست آمده است.  ولي چگونه ممكن است از سياهچاله هاي كه 500 ميليون بار بزرگتر از خورشيد مي باشد نوري به فضاي بيرون تابش كند؟ پاسخ اين است كه اين نور از مواد بسيار داغي كه در حال سقوط به درون سياهچاله هستند منشا مي گيرد.

 به دليل اينكه اين نور 13 بيليون سال نوري سفر كرده تا به زمين رسيده است ، دو فصل جالب براي مطالعه باز كرده است:

 نخست اينكه اين نور اطلاعاتي را در مورد ماهيت كهكشانهاي بسيار باستاني و اوليه كه وجود آنها براي پيدايش چنين سياهچاله هائي ضروري مي باشد ، فراهم مي آورد.

مشكل اينجاست كه 13 بيليون سال نوري يعني فقط 700 ميليون سال بعد از انفجار بزرگ. اين زمان (يعني 700 ميليون سال بعد از انفجار بزرگ) عموما يعني زمانيكه كه هنوز كهكشانها بوجود نيامده بودند.

بنابراين ، شايد كهكشانها قبل از آنچه تا به حال تصور مي شد پديد آمدند و يا اينكه چيزي كاملا متفاوت در حال جريان بوده كه باعث بوجود آمدن اين سياهچاله شده است.

 دوم اينكه كوازارها بعنوان نور سياه در نظر گرفته مي شوند كه نور آنها طي سفر خود تا زمين از ميان زمان و فضاي بسيار طولاني  عبور كرده است.  بنابراين ، نور اين كوازارها سر نخ هائي در مورد تاريخ و فضائي كه در نورديده و طي كرده اند را در خود دارد.

 

هر چقدر كه كوازارهاي دوردست تري كشف شوند ، اطلاعات بهتر و بيشتري در مورد ساختار كيهان توسط دانشمندان جمع آوري مي شود. يكي از دانشمنداني كه در اين تحقيق شركت دارد مي گويد" اين اجرام بسيار جالب مي باشند زيرا به ما فرصت مي دهند تا در مورد شرايط فيزيكي كيهان در زمانيكه بسيار جوان بوده تحقيق و كاوش كنيم."

 

   منبع : universetoday

  نويسنده  : فرشید کریمی

 

 

همراه با محمد عسگري و ساعت هاي آفتابي اش

ساعت آفتابي اين خاصيت را دارد که در هر مکاني که باشد و براي آن مکان هم تنظيم شده باشد، ساعت واقعي آن مکان را نشان مي دهد. ساعتي که ما در زندگي روزمره از آن استفاده مي کنيم قراردادي است که گاهي مي توانيم آن را جلو بکشيم و گاهي هم مي توانيم آن را براي تمام مردم سرزمينمان در نظر بگيريم.

 

ساعت آفتابي اين خاصيت را دارد که در هر مکاني که باشد و براي آن مکان هم تنظيم شده باشد، ساعت واقعي آن مکان را نشان مي دهد. ساعتي که ما در زندگي روزمره از آن استفاده مي کنيم قراردادي است که گاهي مي توانيم آن را جلو بکشيم و گاهي هم مي توانيم آن را براي تمام مردم سرزمينمان در نظر بگيريم. يعني کاري کنيم که ساعت دوازده ظهر براي همه در تهران و مشهد و تبريز يکي باشد. اما ظهر شرعي اين شهرها با اختلاف هاي فاحشي از هم قرار بگيرند.

حالا بحث ساعت شناسي را به پايان مي بريم و مي رويم سراغ آقاي محمد عسگري، مجسمه ساز، که چندسالي از عمرش را صرف ساختن مدل هاي متفاوتي از ساعت هاي آفتابي کرده است. او هم اکنون دوازده مدل ساعت آفتابي دارد که در مکان هاي مختلفي نصب شده اند. او در کارگاهي که در خانه خود دارد مشغول کار است و روزي که ما براي انجام مصاحبه سراغ او مي رويم تازه همان روز يکي از دستانش را بريده است و با دست باندپيچي و در حال ضعف کنار ما مي نشيند. به شوخي هم مي گويد که به جاي خبرنگاري بايد مجسمه سازي را از مشاغل سخت به حساب آورد. او مي گويد که هر روز يک بلايي با ابزار کار سر خودش مي آورد. با اينکه آسيب بدني مي بيند و اعتقاد دارد که قدر کارش را نمي دانند، اما مي گويد که اگر يک بار ديگر هم به دنيا بيايد حتماً دوباره مجسمه ساز مي شود اما اين بار کارهاي خطايش را انجام نمي دهد. (خب اينکه کاري ندارد. ما هم دوست داريم يک بار ديگر بدون اشتباهاتمان شروع کنيم.)

 

آقاي عسگري در دو رشته تحصيل کرده است. اولي فيلمسازي بوده و دومي مجسمه سازي. اما ترجيح داده که در رشته دوم کار کند؛ «من در زمان دانشجويي در صدا و سيما کار هم مي کردم و از همان زمان متوجه شدم که توان کار گروهي سينما را ندارم. اما ديدم در کار مجسمه سازي که کمتر کارم با آدم هاي ديگر در ارتباط است، راحت ترم.» نتيجه اينکه حالا چهارده سال است که به مجسمه سازي مشغول است؛ «در ايران در کار هنري هم مثل بقيه کارها در صورتي که تنها باشي بهتر است. بهتر نتيجه مي دهد. حداقل اينکه اگر اتفاقي بيفتد آدم مي گويد که خودم با خودم اين کار را کردم و تقصير کسي نمي اندازد.»

 

 شور و حال کودکي برنگردد، اما...

همه چيز از يک روز کودکي آغاز شد؛ «بچه که بودم در يکي از کتاب هاي مصور خارجي بود که ديدم يک زنداني براي اينکه گذشت زمان را احساس کند براي خودش يک ساعت آفتابي درست کرده است. اين همين طور توي ذهن من بود تا اينکه وارد کار مجسمه شدم. تا سال 1372 که اولين ساعت را کار کرديم و حالا هم چهار پنج سالي مي شود که مجموعه اي با همين شکل ها و نقش مايه هاي ايراني دارم کار مي کنم که چندين جا هم به نمايش عمومي درآمده است.»

قضيه اين قدر روان شناسانه هم نيست که همه چيز از کودکي آقاي مجسمه ساز آغاز شده باشد؛ «من به باغ هاي ايراني خيلي علاقه مندم و همه ما مي دانيم که به دلايلي اين باغ ها هيچ وقت تزئيناتي به آن معنا نداشته اند. با توجه به کراهتي که مجسمه در ايران بعد و قبل از اسلام داشته است، فکر کرديم که جاي چيزي که هم مجسمه نباشد و هم زيبا باشد خالي است.» خب چه چيز از ساعت آفتابي بهتر؟ راستي يک حکايت در اين ميان باز کنيم هم بد نيست. عسگري مي گويد که چندتا کار سفال هم براي کشورهاي شيخ نشين فرستاده که اصلاً استقبالي از اين کارها نشده است. گويا براي همان کراهتي است که مي گويد. براي همين است که مي گويد ساعت آفتابي هم حجم است و هم اينکه از اين مشکلات ندارد.

 

برگرديم سر مساله ساعت ها. البته واضح و مبرهن است که ساعت آفتابي اصلاً تکنولوژي پيشرفته اي نمي خواهد و ديگر اينکه همين چيزي که تکنولوژي هم نمي خواسته معمولاً خيلي با دقت در ايران ساخته نمي شده است؛ «مثلاً يک چوبي بوده که در ديوار فرو کرده بودند و روي ديوار چند تا خط هم گذاشته بودند. بعد از مدتي يا چوب پوسيده يا اينکه ديوار باز شده و چوب افتاده است.» تازه همين ساعت ها هم بيشتر براي نشان دادن ظهر به کار مي رفته اند و در خود بنا بوده اند. يعني اينکه به عنوان شيئي تزئيني جدا از خانه به حساب نمي آمدند. همين ها دلايل محمد عسگري بودند که سراغ ساخت ساعت هاي آفتابي برود.

 

 عدد بده

 ساعت آفتابي ساده ترين وسيله نجوم است. براي همين بخشي از ويژگي اش به مباحث علمي اش است. اين ساعت ها را نمي توان فقط مثل يک اثر هنري بررسي کرد. اين ساعت ها يک بخش علمي هم دارند که بايد زاويه شاخص و صفحه و همچنين فاصله اعداد روي صفحه را مشخص کند. اينجاست که ديگر پاي علم به ميان مي آيد؛

 

«در تهران که خودمان تجربي درآورديم که چطور بايد ساعت را مدرج کرد. يک سري هم در اوايل کار با استفاده از منابعي که از آن طرف به دست مي آورديم ساعت هايمان را مدرج کرديم.» اما کار به همين راحتي نبوده است. يعني نمي توانسته که به همين راحتي باشد. عسگري خارج از تهران هم سفارش ساخت داشته و بايد در نقاط مختلف ايران از اين ساعت ها مي ساخته است؛ «ساعتي که براي کرج ساخته مي شود براي تهران کارايي ندارد. براي همين يکي از اعضاي انجمن نجوم که در اين زمينه اطلاعات گسترده اي دارد به من کمک مي کند.» برخي از مدل ها هم آن قدر پيچيده هستند که حتماً احتياج به مشاوره علمي دارد. به اين ترتيب اگر عسگري براي ساخت و نصب يک ساعت آفتابي بخواهد به شهرستاني برود با اين عضو انجمن نجوم هم مشورت خواهد کرد.

 

از پرندگان و درندگان باستاني تا سرداران و سربازان اساطيري

همان ورودي استانداري خوزستان در شهر اهواز هست؟ همان جا آقاي عسگري يکي از اين ساعت ها را ساخته است. ساعتي که در آنجا کار شده پايه اش مدل يکي از سرستون هايي است که در تخت جمشيد و شوش پيدا مي شود. پايه چهار مجسمه شير دارد. صفحه ساعت هم از روي همان گل لوتوس که دوازده پر است، نمونه برداري شده است. حاشيه تزئيني آن هم دانه هاي گندم است که در ايران سابقه زيادي دارد.

 

خورشيد خانم، بزهاي لرستان، نقش برجسته کوروش و ماهي هايي که دور هم مي چرخند طرح هايي هستند که عسگري از آنها براي ساخت ساعت هايش استفاده مي کند. براي شاخص ها هم از خطوط اسليمي استفاده کرده که ريشه در هنر ساسانيان دارد و در دوره اسلامي رشد و نمو داشته است.

 

يکي دوتا از ساعت ها هم سر و شکل منحصر به فردي دارند. بيشتر ساعت ها صفحه و شاخص دارند اما دو تا از آنها حالت ويژه اي دارند. يکي از آنها نواري دوار دارد که دور يک ميله است و روي اين نوار اعداد نوشته شده اند. و هر عددي که رو به آفتاب باشد سايه اش روي آن ميله مي افتد و ساعت را مشخص مي کند. ديگري برعکس است. ميله اي دارد در ميان صفحه اي دوار و سايه آن ميله روي اعداد مي افتد. نکته جالب درباره اين دو ساعت اين است که هر دو به لحاظ شکل و شمايل عجيب هستند. اولي شبيه به يک ماشين فضايي است و دومي شبيه به سيمرغ يا ققنوسي که مي خواهد پرواز کند؛ «در خارج اين ساعت ها را شبيه به تير و کمان هم مي سازند اما من خواستم که اين ساعت ها را با فرم و شکلي که در تاريخ هنرمان داريم، بسازم.»

بيشتر ساعت ها در تهران ساخته مي شوند و بعد آنها را براي نصب به محل مي برند.

 

 آخر طراحي

 ساعت هاي آفتابي آقاي عسگري از برنز هستند و او خودش آنها را برنزريزي مي کند. استفاده از برنز براي اين است که در باران و سرما و گرما دچار مشکل نمي شود. آهن و فولاد و مس هم در ساخت اين ساعت ها استفاده مي شوند.

 

پروسه طراحي ساعت هاي آفتابي براي او تمام شده است. او ديگر نمي خواهد نمونه جديدي از اين ساعت ها را بسازد. همين دوازده مدلي که ساخته را کافي مي داند؛ «در اين سال ها براي ساخت اين ساعت ها و گلدان هايي که نقوش ملي دارند ما هزينه هاي بسياري کرده ايم و ديگر قادر نيستيم که کارهاي جديد تري بسازيم. طراحي هر کدام از اينها وقت زيادي از ما مي گيرد. تا همين جا براي ما کافي است.»

 

 شهرداري؛ تو اي ناجي تبار من!

هنرمندان از هر اثر خود يکي مي سازند و آن يکي را اگر بفروشند ديگر اثري از آن نخواهند ديد. اما برخورد محمد عسگري با ساعت هاي آفتابي اش متفاوت است. او مي خواهد که از هر مدل چندين عدد بفروشد تا بتواند خرج و مخارج طراحي را فراهم کند. از ابتداي مصاحبه هم بدش نمي آمد يادآوري کند که اين کارها بدون حمايت مقامات درست شدني نيستند. مثلاً چه کسي؟

 «شهرداري ها. براي اينکه اين ساعت ها بايد در مکان هاي باز و بزرگ کار گذاشته شوند. براي همين شهرداري ها بايد به ما کمک کنند تا اين ساعت ها ساخته شوند.» او ترجيح مي دهد که کارش در محوطه هاي عمومي به نمايش درآيد.

 

مي گويد که شهرداري ها چندان با ساخت اين ساعت ها موافق نبوده اند و نشده که با آنها کار کنند. در تقاطع بزرگراه هاي شهيد همت و مدرس در تهران هم ساعتي کار گذاشته اند که مکانيکي است و سالي دوازده ماه هم خراب است. حالا اين يک جا که مي شده ساعت آفتابي کار کرد.

 

يک جاي ديگر؛ کتابخانه ملي ايران هم مي خواسته ساعتي آفتابي براي محوطه کتابخانه بسازد. که اين کار را هم انجام داده اند اما با پيشنهاد کار به هنرمندي فرانسوي؛ «من تا آن جايي که مي توانستم اطلاع رساني کرده ام. حالا اگر کتابخانه ملي نمي داند که من هم در ايران از اين ساعت ها مي سازم بحث ديگري است.» عسگري دلش با فضاي کتابخانه ملي است. خيلي دوست دارد در آنجا کار کند.

تنها اتفاق خوشايندي که براي او روي داده اين است که نمايشگاهي از ساعت هاي آفتابي تشکيل شده و در آن نمايشگاه عسگري هم کارهاي خود را به نمايش گذاشته است؛ «حداقل در اين نمايشگاه ها مردم با ساعت هاي آفتابي بيشتر آشنا مي شوند و ما اين را حس مي کنيم که مردم حالا بيشتر به اين موضوع علاقه پيدا کرده اند.»

 

 آخر دقت

حالا اگر اين ساعت ها هم خيلي دقيق نبودند مهم نيست؛ «در قرن بيست و يکم ديگر قرار نيست که اين ساعت ها خيلي دقيق باشند.» اما به هر حال مي توان دقت اين ساعت ها را افزايش داد. چطور؟ «با بزرگ تر کردن صفحه ساعت.» حالا اين طور هم نيست که اين ساعت ها خيلي هم بيچاره باشند؛ «همين گردي صفحه ساعت هاي مکانيکي از همين ساعت هاي آفتابي مي آيد و حتي جهت چرخش ساعت هاي امروزي هم از ساعت هاي آفتابي گرفته شده است.»

 

 آفتاب آمد دليل آفتاب

ساعت هاي آفتابي ساعت هاي حقيقي هستند. همان مساله مربوط به ظهر شرعي که پيش از اين درباره اش صحبت کرديم يکي از کاربردهاي اين ساعت هاست. ساعت هاي آفتابي با ظهور ساعت هاي مکانيکي در ايران از بين رفته اند. حالا ديگر در ايران ما کمتر ساعت آفتابي داريم. چندتايي در مساجد ايران هنوز از اين ساعت ها مانده که البته کمتر از باقي چيزها به آن توجه مي کنيم. جالب اينکه دانشمنداني چون ابوريحان بيروني و قياس الدين کاشاني براي دقت اين ساعت ها زمان زيادي را به مطالعه پرداخته اند. اما در ايران امروز اين ساعت ها در حال فراموشي هستند.

 

گردش براي عقربه هاي ساعت

ساعت هاي آفتابي از جذابيت هاي کشور فرانسه هستند. (حالا کاري نداريم که اين دو کشور ايران و يونان در ابتداي راه تمدن توي سر خودشان مي زدند که با ساختن اين قبيل وسايل زندگي را براي خودشان راحت تر کنند.) بسياري از گردشگران در برنامه گردش خودشان در فرانسه بازديد از اين ساعت ها را هم گنجانده اند. در انگليس هم مقدار قابل توجهي (معتنابهي) از اين ساعت ها هست. در انگلستاني که خيلي دير به دير مي توان آفتاب را ديد مردم از شدت علاقه به اين ساعت ها از آنها در باغچه هاي کوچک خودشان هم استفاده مي کنند. انگليسي ها بيشتر از ساير مردم دنيا از اين ساعت ها دارند و اين را هم بدانيد که هندي ها متخصص ساخت اين ساعت ها هستند و بلد هستند که اين ساعت ها را درست بسازند و به مردم دنيا بفروشند.

 

  منبع : sharghnewspaper.com

  نويسنده  : سام فرزانه

 

 

آتلانتیس در فضا

فضانوردان آتلانتيس حين گردش به دور کره زمين در فضا، با استفاده از دوربين های تلويزيونی پوشش خارجی فضاپيما را مورد بازرسی قرار ميدهند.

 

بلاخره فضا پیمای آتلانتیس پس از تاخیر های مکرر عصر روز جمعه به فضا پرتاب شد. پرتاب اتلانتيس با تاخيری سه ماهه انجام گرفت که ناشی از آسيب هائی بود که طوفان توام با ريزش شديد باران و تگرگ به مخزن سوخت آن وارد ساخت. کارشناسان در اين مدت سرگرم پرکردن هزاران فرورفتگی های کوچک ناشی از اصابت دانه های تگرگ به لايه حفاظتی مخزن سوخت فضا پيما بودند. وين هيل مدیر ناسا ميگويد "مخزن سوخت در جريان پرتاب فضا پيما به فضا خوب دوام آورد."

 

سرنشينان اتلانتيس با استفاده از يک دوربين تلويزيونی که به بازوی رباتی فضاپيما متصل است بدنه فضاپيما را بازرسی ميکنند تا مطمئن شوند در جريان پرتاب آسيبی نديده باشد. اين شيوه بازرسی از چهار سال پيش معمول شده است که فضاپيمای کلمبيا در نتيجه آسيبی که هنگام پرتاب به لایه پوششی آن وارد شد، حين بازگشت به کره زمين و برخورد به گرمای شديد آتمسفر منفجر شد و هفت سرنشين آن کشته شدند.

 آتلانتيس روز يکشنبه در ايستگاه بين المللی فضائی پهلو ميگيرد و سرنشينان آن قرار است مجموعه ای از صفحات مخصوص جذب و توليد انرژی خورشيدی را  روی بدنه خارجی آن نصب کنند.

 

آتلانتيس در بازگشت به کره زمين خانم سونيتا ويليامز فضانورد آمريکائی را که در شش ماه گذشته ساکن فضا بوده است باز ميگرداند. جانشين خانم ويليامز ، کلايتون اندرسون آمريکائی است که با اتلانتيس به فضا رفته است.

 

   منبع : voa

 

دومین جشنواره ساعتهای آفتابی

شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران دومین جشنواره ملی ساعتهای آفتابی را 31 خرداد ماه جاری برگزار خواهد کرد.

 از آنجاییکه این شاخه قصد دارد برنامه این جشنواره تبدیل به رویدادی ملی در سراسر کشور شود لذا از همه گروهها و انجمن های علمی علاقمند کشور دعوت می نماید تا با توجه به اهداف این برنامه ترویجی ، این برنامه را در مراکز خود برگزار نمایند و درهمین حال شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران آمادگی کامل خود را برای انجام هرگونه همکاری و حمایت از گروههای برگزاری اعلام می کند.

 

جشنواره ساعتهای آفتابی با هدف احیای سنت ساخت و استفاده از ساعتهای آفتابی به عنوان وسیله ای علمی که ترکیبی از هنر، علم و فرهنگ بوده و ریشه چند هزار ساله در تاریخ تمدن های گوناگون بشر داشته و در ایران و به ویزه در دوره تمدن اسلامی به اوج شکوفایی رسیده است از سال گذشته اقدام به برگزاری جشنواره ساعتهای آفتابی در روز 31 خرداد ماه یا انقلاب تابستانی ، نموده است. این جشنواره در تلاش است تا با ایجاد علاقه باعث افزایش ساخت ساعتهای آفتابی در کشور  وهمچنی یاد آوری شکوه علمی تمدن ایرانی شود و از سوی دیگر باعث گردد تا جستجویی ملی برای شناخت و یافتن ساعتهای آفتابی فراموش شده ای که روزگاری بر دیوار مساجد یا بازارها یا منازل قدیمی نصب بوده اند اتفاق بیفتد.

به همین منظور این جشنواره جوایزی را برای افراد یا گروههایی که اقدام به ساخت ساعت، یا نصب آن در مراکز عمومی و همچنین معرفی ساعتهای فراموش شده می نمایند در نظر گرفته است. با توجه به این اهداف از همه گروهها دعوت شده است تا ضمن سامان دهی برنامه هایی برای بزرگداشت این روز به عنوان یکک نماد گزارش هایی از برگزاری این مراسم را پیش و بعد از آن برای شاخه آماتوری انجمن ارسال نمایند تا امکان اطلاع رسانی عمومی این برنامه فراهم آید.

علاقمندان می توانند غلاوه بر ارسال برنامه های خود تصاویر و پوسترهایی از ساعتهای آفتابی ساخته شده را نیز به انجمن نجوم ایران ارسال دارند تا ضمن شرکت در مسابقه این جشنواره از این اطلاعات برای تکمیل داده های مربوط به ساعتهای افتابی در ایران استفاده گردد.قابل ذکر است در تهران نیز برنامه ویژه ای در این روز برگزار خواهد شد که جزییات این برنامه و دیگر برنامه هایی که در سراسر ایران برگزار می شود به زودی در همین سایت منتشر می شود.علاقمندان برای ارسال اطلاعات خود و همچنین هر گونه پرسشی می توانند به نشانی الکترونیکی این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه‌ها محافظت می شود. برای مشاهده آن نیاز به فعال کردن جاوا اسکریپت دارید. نامه بفرستند و یا با دفتر انجمن نجوم ایران تماس بگیرند.

 

 

 

 

نگاهی به ساعتهای آفتابی

 اينک هزاران سال از اولين نگاه عاشقانه اي که به آسمان دوخته ايم مي گذرد، در اين سالها چيزهاي بسياري آموخته ايم که به ياري آن ديدمان را از کيهان بهتر کرده ايم.

به کمک جادوي فناوري امروز مي توانيم به واقعيت اجرامي پي ببريم که زماني در مرزهاي باورهاي اساطيري مان زندگي مي کردند و امروز به حوزه مشهودات آمده اند؛ اما در اين روند رو به رشد و دوست داشتني پيشرفت علم ، برخي کشورها سرمايه هاي عظيم خود را فراموش کردند و بهايي عظيم و هنگفت و صدالبته بي دليل پرداخته اند.

 

 

 

برخي از اين سرمايه ها ديگر هيچ گاه بازنمي گردند، اما برخي ديگر را شايد بتوان تا حدي دوباره به يادها آورد. امروزه بسيارند دانشمندان فراموش شده ايراني که در دوران اوج و شکوه تمدني کهن که امروز جزو راويان خسته داستان هاي کهن ، کسي از آنها ياد نمي آورد، چراغي در دست راه پيش روي دانش را روشنايي مي بخشيدند و امروز از فراموشان ملتي اند که هرچه دارند جز اين نامهاي کهن و وارثان راه و نام آنها نيست.

زماني نه چندان دور، باورهاي علمي به بهانه هاي گوناگون راه به زندگي ما مي گشودند، اما امروز به بهانه مدرن شدن آنها را از زندگي خود بيرون کرده ايم و ديگران آنها را به شهرهاي خود خوانده اند؛ شايد ميان همه اين نمادهاي علمي ، ساعتهاي آفتابي داستاني غم انگيزتر از بقيه دارند.

انسان از زماني که به ياد مي آورد به طبيعت مي نگريسته و چرخه تکرار شونده آن را پيش رو داشته است. بهار، تابستان ، پاييز و زمستان نشان از توالي منظمي بود که براي بشر نخستين ، معني مهمتري از ما داشت.

آن دوران که بشرهنوز متمدن تر و کشاورز نشده بود اين چرخه نشان از فصل مناسب شکار يا کوچي مرگبار مي داد و در دوره اي بعد درک اين توالي ها از نان شب هم واجب تر شد، چراکه نان مردم در دست دانستن درست فصل ها بود و کشاورزي بي دانستن زمان کشت و داشت و برداشت هيچ سودي براي مردمان به همراه نداشت. در تمام تمدنهاي بزرگ اوليه ، تقويم به عنوان نيازي ضروري براي مردمان به وجود آمد و شايد بتوان تقويم را نخستين دانشي دانست که بشر سعي در توسعه آن داشت.

 

ساعت هاي نخستين

موضوع اصلي تقويم سنجش و نگهداري زمان بود و زماني که اين تقسيم بندي به بخشهاي کوچکتر مي رسيد نياز اصلي انسان به نگاه داشتن زمان هاي مربوط به يک روز نيز افزايش يافت.

حضور خورشيد در آسمان و توالي روز و شب نخستين تقسيم بندي هاي شبانه روزي را به وجود آورد و اين گونه بود که کم کم مساله نگاه داشتن حساب زمانهاي يک روز بيشتر به چشم آمد و به اين ترتيب نخستين ابزارهاي سنجش زمان و حداقل مشخص کردن نقاط مهم ساعتهاي شبانه روز بيشتر مطرح شد و نخستين ابزارهاي سنجش زمان نيز شکل گرفت و گسترش پيدا کرد و به اين ترتيب نخستين ساعتها به عرصه وجود گام گذاشتند.

در اين ميان ساعتهاي آفتابي شکل گرفتند و يکي از باستاني ترين ابزارهاي سنجش زمان را شکل دادند که تاکنون به حيات خود ادامه داده و نقشي تاريخي و مهم در تاريخ پيشرفت علم بازي کرده اند؛ چراکه با بهبود درک انسان از کره آسمان کارايي آنها نيز بهتر و دقيق تر شده اند.

براساس نوشته هاي هرودوت ، تاريخچه ساعتهاي آفتابي به بيش از 5000سال پيش بازمي گردد. هرودوت منشا اين ابزارهاي سنجش زمان را به سومري ها و کلداني ها نسبت مي دهد؛ اقوامي پيشرويي که در منطقه بين النهرين مي زيستند. اين مردمان نخستين کساني بودند که تقسيم بندي هاي دقيقي از زمان ارائه کردند.

تقسيم بندي 24ساعته زمان که امروزه نيز آن را به کار مي بريم يادگاري از اين اقوام است. ابتدا نخستين ساعتهاي آفتابي که شايد قدمت آنها به پيش از اين اقوام هم برسد تنها شاخص هايي بودند که زمان عبور خورشيد از نصف النهار ناظر (يا همان ظهر شرعي) و بلندترين نقطه آفتاب در آسمان را نشان مي دادند، اما سومري ها اين ابزار را گسترش دادند و اولين نمونه هاي ساعتهاي آفتابي عمودي را ساختند.

در اين ساعتها که ساده ترين نوع ساعتهاي آفتابي است ، يک شاخص عمودي سايه اي را بر صفحه اي مي اندازد که تقسيم بندي هاي آن ساعت روز را نشان مي دهد.

اين دانش در سالهاي بعد و با تغيير کانون هاي تمدني گسترش بيشتري پيدا کرد. دهها نوشته نقش و تحول اين ساعتها را در حوزه هاي تمدني ديگر از چين تا مصر و ايران و يونان نشان مي دهد.

بر مبناي مدارک موجود نخستين کسي که به محاسبات نظري ساعتهاي آفتابي با دقت توجه کرد و باعث رواج آنها شد آنکسيماندر اهل ملطيه در قرن 6پيش از ميلاد بود. در اين دوران بود که ساعتهاي آفتابي در نقاط مختلف امپراتوري يونان گسترش يافت.

در بيشتر ميدان هاي شهر، ساعتهاي آفتابي روي پايه هاي عمودي نصب مي شدند تا مردم از زمان آگاه شوند و از آن گذشته در بسياري از معابد و منازل اين دوران مي توان حضور ساعتهاي آفتابي را جستجو کرد.

 

خارج از تمدن يوناني

در سالهاي حدود 340پيش از ميلاد، ستاره شناسي کلداني به نام بروسوس ، ساعتهاي آفتابي کروي را طراحي کرد. در اين ساعت آفتابي جذاب شاخص درون نيمکره اي قرار مي گرفت که علاوه بر نشان دادن زمان بر حسب يک تقسيم بندي 12ساعته طول روز، بلنداي سايه نيز فصلها را مشخص مي کرد. به اين ترتيب گامهايي براي پيچيده تر کردن طراحي ساعتهاي آفتابي برداشته شد. اين روند تحول به طور گسترده اي ادامه يافت.

در حدود 27پس از ميلاد مهندس و معماري رومي به نام ويرتوويوس ، حدود 13نوع ساعت آفتابي متفاوت را طراحي و معرفي کرد و شايد يکي از جذاب ترين نمونه آنها ساعتهاي آفتابي قابل حمل ونقل بود تا کاربران هر جايي که هستند بتوانند زمان را بسنجند.

اين پيشرفت پس از ارائه نظريه زمين مرکزي بطلميوس در کتاب تاثير گذار او مجسطي ، باز ادامه يافت و نظريه پردازان بر مبناي اين نظر، ساعتهاي آفتابي را در گوشه و کنار جهان گسترش دادند.

در کنار فرهنگ يوناني اين ابزار در گوشه و کنار جهان متمدن آن زمان نيز به کار گرفته مي شد و طرحهاي گوناگوني از آن گسترش مي يافت و بويژه در پرستشگاه هاي جهان باستان به طور جدي مورد توجه قرار مي گرفت.

اي.سي.کروپ ستاره باستان شناس برجسته ، از ساعت آفتابي کهني سخن به ميان مي آورد که در محوطه معبد چغازنبيل در شوش نصب بوده است.

اگرچه اين نظريه با نقدهاي بسياري مواجه شده ، اما به هرحال مي توانند نشانه اي از گستردگي استفاده از ساعتهاي آفتابي در خارج از مرزهاي تمدن يوناني باشد.

با آغاز تمدن اسلامي - ايراني ، طراحي اين ساعتها با دقتهاي بيشتري همراه شد. اينک علاوه بر تمام کاربردهاي پيشين اين ابزارهاي مي بايست نقشي بزرگتر به عهده گيرند و زمان اوقات شرعي را براي مسلمين به نمايش بگذارند.

رياضيات پيشرفته اين دوران به کمک طراحان و اخترشناسان آمد تا ساعتهاي آفتابي پيچيده نه تنها به عنوان ابزاري علمي و رصدي که به عنوان ابزار تعيين وقت مناسک مذهبي در گوشه و کنار مرزهاي تمدن کهن اسلامي گسترش يابند.

اين گسترش نه تنها پس از انقلاب خورشيد مرکزي کوپرنيک متوقف نشد، بلکه شناخت دقيق تر آسمان ها و حرکات زمين باعث شد اين ابزار به دقت بالاتري نيز دست يابد و نمونه هاي جديدتري از آن ساخته شود.

در تمام اين دوران ساعتهاي آفتابي در کنار کارکرد اصلي خود از جهتي ديگر نيز مورد توجه قرار گرفتند و آن استفاده از مفاهيم زيبايي شناسي در طراحي آنها بود به طوري که کم کم ساعتهاي آفتابي نمادي شدند از ترکيب علم ، هنر و فرهنگ با گذشت زمان و بروز و ظهور فناوري هاي نوين کم کم ساعتهاي آفتابي کاربري علمي خود را از دست دادند و جايگاه خود را به ساعتهاي مکانيکي ، ديجيتال و اتمي دادند.

در عصر دقت ديگر نمي شد کارها را با تکيه بر سايه پيش برد، اما مهم اينجاست که ساعتهاي آفتابي هيچ گاه قدر و منزلت خود را از دست ندادند.اينک با وجود گذشت سالها ساعتهاي آفتابي به عنوان نمادي از هويت تاريخي و علمي کشورهاي گوناگون و از آن مهمتر به عنوان نمادي از تلاقي علم ، فرهنگ و هنر به يادگار مانده اند و هرروزه تعداد آنها افزوده مي شود.

گاهي تنها همان ايده هاي اوليه به کار مي رود و گاهي نوآوري هاي جذابي در آنها ديده مي شود که نشانگر رياضياتي پيشرفته در پشت آن است.

 

با چند ساعت آفتابي

امروزه ، عصر ساعتهاي آفتابي ديجيتال يا ساعتهاي آفتابي که با شکست نور کار مي کنند و صدها نوع ديگر آغاز شده است.

متاسفانه در کشور ما اين داستاني فراموش شده است و در قلب تمدن کهن و باستاني ايرانيان و در مرکز تمدن عظيم اسلامي - ايراني که زماني مبتکر دهها و صدها گونه جديد ساعتهاي آفتابي بوده است ، امروزه ديگر به زحمت مي توان نشان از ساعتهاي آفتابي گرفت.

اين در حالي است که در کشوري مانند فرانسه در سالهاي اخير نه تنها تمامي ساعتهاي آفتابي قديمي شناسايي و در صورت نياز بازسازي شده که هزاران مورد جديد ساخته شده اند.

بر طبق آمار موجود بيش از 30هزار ساعت آفتابي در گوشه و کنار فرانسه ديده مي شود. ايتاليايي ها هر ساله با برگزاري جشنواره ساعتهاي آفتابي صدها مورد جديد آنهارا در نقاط گوناگون نصب مي کنند، اما در جايي که زماني مهد رشد اين ابزارها بوده است نه تنها اين ساعتها ديگر ساخته نمي شوند که نمونه هاي موجود در مساجد، ميدان ها و غيره نيز فراموش شده اند.

آيا شما مي دانيد در شهر شما چند ساعت آفتابي وجود دارد؟ آيا تا کنون فکر کرده ايد به جاي تزيين هاي نامانوسي که بر سر در ساختمان هاي جديد نصب مي شود مي توان ساعت آفتابي زيبايي که جدا از دقت علمي ، تابلويي هنري نيز باشد نصب کرد و آيا مي دانيد خود شما مي توانيد براي محل زندگي يا کار خود چنين ساعتهايي بسازيد؟

امروزه ترويج ساخت ساعتهاي آفتابي نه تنها يادآور ميراث با ارزشي است که متاسفانه در آستانه فراموشي است که نقش آموزشي فوق العاده بالايي دارد.

به راستي چه اشکالي داشت که با نيمي از هزينه ساخت ساعت عقربه اي که در کنار اتوبان همت تهران نصب شده است و از آن به عنوان بزرگترين ساعت عقربه اي خاورميانه ياد مي شود، ساعت آفتابي زيبايي بنا مي شد تا هم به جذابيت گردشگري شهر تهران مي افزود، هم مردم کاربرد دانش در زندگي روزمره را از نزديک حس مي کردند، هم بر زيبايي شهر افزوده مي شد و هم کودکان و نوجوانان علاقه بيشتري به مسائل علمي پيدا مي کردند؟

توجه به چنين مباحثي در کنار پيشرفت هاي روز بايد صورت گيرد و اولين گام در اين ميان آشنا کردن همه با ارزشهاي اين ابزارها، نقش تاريخي و فرهنگي آنها و شايد مهمتر از آن بازيابي منابع موجود اندک است که اگر فراموش شود شايد براي هميشه از حافظه تاريخي ما پاک شوند.جشنواره ساعتهاي آفتابي که از امسال قرار است به همت انجمن نجوم ايران در روز انقلاب تابستاني (بلندترين روز سال يا 31خرداد) برگزار شود چنين هدفهايي را براي خود تعيين کرده است ؛ بازيابي و احياي ساعتهاي آفتابي موجود در کشور در کنار ترويج فرهنگ ساخت و استفاده از ساعتهاي آفتابي مهمترين اهداف اين جشنواره است.

شايد در همسايگي شما، در مسجد قديمي شهر يا در خانه اي قديمي ساعت آفتابي فراموش شده اي باشد که بايد دوباره کشف شود.

ايران با فرهنگ طولاني و سابقه تمدني بالايي که دارد متاسفانه بي توجه به چنين منابع اعتبار بخش فرهنگي راه خود را به پشتوانه ميراث گرانقدر و انبوه خود پيش مي برد، اما به ياد داشته باشيم که همه مردم جهان به دنبال اعتبار هستند و اگر غفلت ما ادامه يابد تمام افتخارات گذشته فراموش خواهد شد.

ساعتهاي آفتابي يک نمونه است ؛ اما نشانه اي مهم از اهميت دادن به گذشته اي پرشکوه خواهد بود که در عين حال مي تواند در عصر حاضر، هم زيبايي بخش منازل ما باشد و هم يادآوري فرهنگي.

شايد ساخت و نصب يک ساعت آفتابي يا بازيابي يک نمونه قديمي آن کار دشواري نباشد و گام بزرگي به حساب نيايد، اما همين گامهاي کوچک است که در کنار هم سرنوشت يک فرهنگ را رقم مي زند.

 به نقل از روزنامه جام جم - پوريا ناظمي

  

  منبع : Asiac.ir

  نويسنده  : شاخه آماتوري انجمن نجوم ايران

 

 

گودال تارك و بسيار عجيبي در سطح مريخ

 هنگامي كه براي اولين بار به اين تصوير از سطح مريخ نگاه مي كنيد به نظر مي رسد كه با يك شوخي گرافيكي روبرو هستيد اما نه اين تصوير كاملا واقعي است .

 مدارگرد شناسايي مريخ ناسا به تازگي تصاويري از ورودي يك حفره ي عجيب بر روي اين سياره مخابره كرده است .

 نقطه ي سياهي كه در تصوير مشاهده مي كنيد مي تواند يك حفره ي عميق باشد در غير اين صورت سطح همواري از گدازه هاي آتشفشاني است .دانشمندان هنوز به ماهيت حقيقي اين لكه ي سياه پي نبرده اند اما آنچه مسلم است اينست كه اين يك دهانه ي برخوردي نيست زيرا هيچ گونه لبه اي براي اين گودال در تصوير مشاهده نمي شود .

 

از آنجايي كه نور خورشيد در اعماق اين گودال فرو مي رود و هيچ بازگشتي براي آن وجود ندارد دانشندان احتمال مي دهند كه با يك گودال عميق روبرو هستند اين گودال احتمالا حفره اي است كه سقف آن فرو ريخته و يا چاله اي با شيب عمودي بسيار زياد .

 

ماهيت اين سوراخ ! هر چه باشد نمي تواند از تعجب دانشمندان كم كند زيرا اين تنها نمونه ي كشف شده نيست و تا كنون 7 نمونه مشابه در مريخ پيدا شده اند .

 براي اطلاعات كامل تر در مورد اين گودال هاي عجيب مي توانيد به آدرس زير مراجعه كنيد :

http://planetary.org/blog/article/00000984

 

 

 

 

 

منبع : universetoday.com

 نويسنده  : محسن بختیار

 

 

جديدترين تصوير تلسكوپ فضايي اسپيتزر ناسا : تولد ستارگان در ناحيه Barnard 30

ناسا جديد ترين تصوير گرفته شده توسط تلسكوپ فضايي اسپيتزر را منتشر كرد .در اين تصوير تلسكوپ فضايي اسپيتزر موفق به شكار لحظه ي تولد ستارگان در صورت فلكي جبار شده است.

 

ستاره شناسان تصور ميكنند كه انفجارات ابرنواختري باعث ايجاد امواج بسيار سنگين در فضا مي شود و اين امواج هنگامي كه به يك توده از گاز يا غبار ميان ستاره اي (سحابي) مي رسند باعث ايجاد تراكم در اين توده مي شوند و اين تراكم سرانجام باعث تولد ستاره اي در آن سحابي مي شود. در 3 ميليون سال پيش انفجار يك ابرنواختر ، چنين سرنوشتي را براي اين سحابي رقم زده و باعث تولد نسل جديدي از ستاره ها در اين ناحيه شده است .

 

 

ناحيه اي كه در تصير مشاهده مي كند Barnard 30 ناميده مي شود و 1300 سال نوري از زمين فاصله دارد. اين ناحيه در صورت فلكي جبار و در كنار ستاره لامبدا- جبار (ستاره ي سر شكارچي) قرار گرفته است.

 

اين ناحيه توسط گازها و غبارهاي اين سحابي پوشيده شده و در نور مرئي قابل مشاهده نيست در حالي كه تلسكوپ فضايي اسپيتزر براحتي قادر است در طول موج مادون قرمز به اعماق آن نفوذ كند و تصوير زيبايي از آن تهيه كند.

 در تصوير رنگ هاي نارنجي – قرمز ذرات غباري هستند كه به واسطه ي گرماي ستاره هاي تازه متولد شده گرم شده اند و امواج مادون قرمز از خود ساطع مي كنند. نقاط صورتي و مايل به قرمز نيز خود ستاره هاي تازه متولد شده هستند.

 

  منبع : universetoday 

 

جفت کهکشان ان جی سی6240

اخترشناسان با بهره گیری از تلسکوپ های دبیلو. ام رصدخانه کک موفق به شناسایی دو کهکشان به دور یکدیگر شدند.این کهشان ها در طی فرایندی که میلیون سال به طول خواهد انجامید، سرانجام با یکدیگر برخورد خواهند نمود.

این جفت کهکشان که باهم ان جی سی6240  (NGC 6240) نام گرفته اند، در فاصله 300 میلیون سال نوری از  زمین واقع اند. بر طبق مشاهداتی که توسط رصدخانه کک انجام گرفت، اخترشناسان دریافتند که ان جی سی6240  (NGC 6240) از دو کهکشان تشکیل شده  که هریک از آنها به طور مستقل دارای سیاه چاله ای ابر پرجرم در مرکز شان می باشند.

 

 

نمایی از ان جی سی6240  (NGC 6240)

 

 از میلیون ها سال پیش،گرانش بسیار زیاد باعث شده این دو کهکشان مستقل به سوی یکدیگر کشیده شده و در نهایت با یکدیگر برخورد کرده و ترکیب خواهند شد.این پروسه از تحول کهکشانی شباهت زیادی با فرایند شکل گیری کهکشان راه شیری در طی میلیارد ها سال دارد.هم اکنون اخترشناسان در حال پی بردن به ارتباط بین سیاه چاله ها و جرم کهکشان هایی هستند که این اجرام اسرار آمیز را احاطه کرده اند.همچنان که کهکشان ها بزرگ می شوند، جرم سیاه چاله های  ابر پرجرمی که در مرکز آنها واقع اند نیز افزایش می یابد. این سیاه چاله های دوقلو در حال سقوط به مرکز گرانشی مشترک می باشند.این دو سیاه چاله در طی  10 تا 100 میلیون سال آینده ، به هم پیچیده شده و به یک سیاه چاله فرا ابر پرچرم تبدیل خواهند شد.این برخورد ژرف موج هایی بسیار شدیدی از پرتو های گرانشی به سراسر عالم گسیل خواهد نمود.

 

  منبع : UCSC news Release / universeToday.com

 

روشی نوین برای اندازه گیری جرم سیاه چاله ها

نیکولای شاپوشنیکو و لو تیتار چوک،دو اختر فیزیک دان مرکز پرواز های فضایی گدارد ناسا به ابتکاری نوین در زمینه اندازه گیری جرم سیاه چاله ها نائل آمدند.

 

شاید در ابتدا عجیب به نظر آید، اما یکی از مهم ترین و مشکل ترین مسائلی که دانشمندان همواره با آن روبرو هستند تعیین جرم اجرام آسمانی است.نمونه های فراوانی از سیستم هایی دوتایی که در آن دو ستاره به دور یکدیگر در گردشند مورد بررسی قرار گرفته و جرم دقیق آنها محاسبه می گردد.در این بین تعیین جرم سیاه چاله ها فرایندی بسیار پیچیده است زیرا این اجرام غیر قابل مشاهده هستند.

 اما اختر فیزیکدانان کار آزموده در ابتکاری بی سابقه، روش نوینی برای حل این مسئله ابداع نمودند. در این روش با سنجش میزان وسعت قرص بر افزایشی در سیاه چاله جرم دقیق آن تعیین می گردد. (قرص بر افزایشی یک صفحه دایره ای گردان است که از مواد به دور سیاه چاله تشکیل می شود. این مواد که در اطراف سیاه چاله قرار دارند به مرور وارد آن شده و به عبارت دیگر بلعیده می شوند.)

  

از آنجا که این مواد می توانند بسیار سریعتر از بلعیده شدن توسط سیاه چاله متراکم گردند ،به هم فشرده شده و فوق العاده گرم می شوند.علاوه بر این، در طی فرایند گرم شدن امواجی را در طیف اشعه ایکش گسیل می کنند که توسط اخترشناسان در زمین دریافت می شود.

دانشمندان به این نکته پی برده اند که رابطه مستقیمی بین سیاه چاله و اندازه قرص بر افزایشی اطراف آن وجود دارد.به عقیده اخترشناسان، متراکم شدن گاز های داغ قرص بر افزایشی با افزایش جرم سیاه چاله همراه خواهد بود. .بدین ترتیب هرچه قدر که سیاه چاله پرجرم تر باشد، میزان تراکم مواد اطراف آن و در نتیجه اندازه قرص برافزایشی وسیع تر خواهد بود.

 

 

نمایی خیالی از یک سیاه چاله در حال بلعیدن همدم ستاره ای خود

  

این ایده که برای نخستین بار توسط تیتار چوک در سال 1998 میلادی مطرح گردید، نشان داد سیاه چاله موجود در سیستم دوتایی کیگنس ایکس – 1 (Cygnus X-1)  بیش از 8.7 برابر خورشید جرم دارد.شایان ذکر است که میزان خطای احتمالی در این محاسبه فقط 0.8 جرم خورشید بود.

 سیستم دوتایی کیگنس ایکس – 1 (Cygnus X-1)  نخستین کاندید وجود سیاه چاله در دهه 1970 میلادی بود. این سیستم دوتایی از یک ستاره ابر پرجرم آبی و همدمی نامرئی تشکیل شده بود.مشاهداتی که در طیف مرئی به عمل آمد نوعی آشفتگی را در حرکت ستاره نمایان ساخت و سرانجام اخترشناسان به این نتیجه رسیدند که این آشفتگی به خاطر وجود سیاه چاله ای به جرم 10 برابر خورشید در اطراف ستاره ابر پرجرم است.

 

 تاد استرومایر و ریچارد مشوتسکی با همراهی چهار تن دیگر از مرکز پرواز های فضایی گدارد به طور مستقل با استفاده از همین شیوه به بررسی فرا تابش اشعه ایکس که از سیاه چاله ای واقع در یک کهکشان کوچک همسایه به نام ان جی سی 5408 (NGC 5408) گسیل می شد، پرداختند. آنها جرم این سیاه چاله را 2000 برابر جرم خورشید تخمین زدند.

 دانشمندان با بهره گیری از این روش به شناسایی سیاه چاله های متوسطی که بیش از هزاران برابر خورشید جرم دارند، می پردازند.این دست از سیاه چاله ها اگرچه در مقایسه با سیاه چاله هایی که چندین برابر ستارگان جرم دارند، بسیار شگرف جلوه می کنند، اما در برابر سیاه چاله های ابر پرجرمی که صدها میلیون ها بار از تنها ستاره منظومه شمسی مان پرجرم ترند، بسیار ناچیز اند.

 

  منبع : ESA news Release / nasa-GODDARD news RELEASE

  نويسنده  : اسماعیل مروجی

 
صفحه 14 از 16